چرا جهان بهطور مستقیم به کمک مردم ایران نیامده است؟مقدمه در جریان اعتراضات و خیزشهای مردمی ایران، یکی از پرسشهای تکرارشونده این است که چرا با وجود گستردگی سرکوب و هزینههای انسانی، هیچ کشور یا نیروی خارجی بهطور مستقیم به یاری مردم نشتافته است. پاسخ به این پرسش، برخلاف تصور رایج، ساده یا تکعلتی نیست و ریشه در مجموعهای از ملاحظات حقوقی، سیاسی و منافع بینالمللی دارد.
۱. اصل «عدم مداخله» در حقوق بینالملل در نظام حقوق بینالملل، اصل بنیادینی به نام «عدم مداخله در امور داخلی کشورها» وجود دارد. بر اساس این اصل، هیچ کشوری حق ندارد بدون مجوز قانونی بینالمللی یا شرایط استثنایی (مانند دفاع مشروع یا قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل) در امور داخلی کشور دیگر دخالت مستقیم کند.
جمهوری اسلامی، فارغ از میزان مشروعیت مردمی، همچنان از نظر حقوقی یک دولت مستقر و بهرسمیتشناختهشده محسوب میشود و این موضوع دست دولتهای دیگر را برای اقدام مستقیم میبندد.
۲. ترس از گسترش جنگ منطقهای یا جهانی ایران صرفاً کشوری با اعتراضات داخلی نیست؛ بلکه بازیگری مهم در معادلات منطقهای است.
توان نظامی، نفوذ منطقهای و شبکه نیروهای نیابتی ایران باعث شده بسیاری از دولتها نگران باشند که هرگونه دخالت مستقیم، به یک درگیری گسترده در خاورمیانه یا حتی فراتر از آن منجر شود. این ترس، عامل مهمی در ترجیح «تماشا و احتیاط» به جای اقدام عملی بوده است.
۳. نبود رهبری یا آلترناتیو واحد و رسمی
کشورهای خارجی معمولاً زمانی حاضر به حمایت عملی از یک جنبش میشوند که بدانند با چه نیرویی جایگزین حکومت فعلی خواهند شد.
در نگاه آنها، اپوزیسیون ایران پراکنده است، رهبری واحد و مورد اجماع ندارد و تصویر روشنی از ساختار قدرت پس از تغییر نظام ارائه نشده است. این ابهام، تصمیمگیری برای حمایت مستقیم را نامطمئن میکند.
۴. اولویت منافع سیاسی و اقتصادی دولتها واقعیت تلخ سیاست جهانی این است که حقوق بشر، در بسیاری از موارد، اولویت اول دولتها نیست.
منافع اقتصادی، امنیت انرژی، رقابتهای ژئوپولیتیک و موازنه قدرت میان کشورها، اغلب بر حمایت عملی از مردم تحت سرکوب ترجیح داده میشود. در چنین معادلهای، هزینه کمک مستقیم به مردم ایران برای بسیاری از دولتها «بیش از حد بالا» تلقی میشود.
۵. محدود شدن حمایتها به اقدامات غیرمستقیم کمکهایی که تاکنون به مردم ایران صورت گرفته، عمدتاً غیرمستقیم بوده است؛ از جمله:
محکومیتهای سیاسی
تحریمهای اقتصادی
فشارهای دیپلماتیک
حمایت رسانهای
این اقدامات اگرچه از نظر نمادین مهماند، اما در عمل نه از شدت سرکوب میکاهند و نه جان معترضان را در خیابانها حفظ میکنند. به همین دلیل، احساس تنهایی و رهاشدگی در میان مردم ایران واقعی و قابل درک است.
۶. یک واقعیت تلخ تاریخی نگاهی به تاریخ معاصر نشان میدهد که تقریباً هیچ انقلابی صرفاً با نجات مستقیم خارجی به پیروزی نرسیده است. تغییرات پایدار معمولاً زمانی رخ دادهاند که:
شکاف جدی درون ساختار قدرت ایجاد شده یا بدنه حاکمیت از حکومت فاصله گرفته و به مردم نزدیک شده است، نه صرفاً با مداخله خارجی.
جمعبندی در نهایت باید گفت: مردم ایران تنها گذاشته نشدهاند چون دیده نمیشوند؛ تنها گذاشته شدهاند چون در معادلات قدرت جهانی، منافع دولتها مهمتر از جان مردم است.
وقتی طلای سیاه پرده پوشِ سرخِ حقیقت میشود
پگاه جعفری قوشچی
حقیقتِ عریان جهان ما این است بوی تعفنِ نفت، حس بویاییِ جهان را از کار انداخته است.
ما در عصری زندگی میکنیم که در آن عدالت فقط یک ویترین قشنگ برای سخنرانیهای سالانه در سازمان ملل است اما وقتی نوبت به عمل میرسد، شیرهای نفت هستند که تصمیم میگیرند چه کسی بماند و چه کسی کشته شود.
ترازوی نابرابر بشکه در برابر جان چطور میتوان به سیاستمداری که شبها در خانهی گرمش لم داده فهماند که آن شعلهای که اجاق گازش را روشن نگه میدارد از رگهای جوانی در خیابانهای تهران و زاهدان و سنندج مایه میگذارد؟
برای آنها ایران یک نقشه است با کلی لوله انتقال انرژی برای ما ایران یعنی پیادهروهایی که هنوز بوی خونِ گرم رفیقمان را میدهند.
آنها قیمتِ هر بشکه را به سنت محاسبه میکنند ما قیمتِ هر زندگی را با آرزوهای دفن شده سکوتِ خریده شده .
دنیا صدای ما را نمیشنود؟
نه اشتباه نکنید! آنها صدا را میشنوند فریاد را میبینند ضجههای مادران را میفهمند اما دهانشان با نفت پر شده است. کسی که دهانش پر باشد، نمیتواند فریاد بزند. سکوتِ غرب و شرق در برابر سرکوب جوانان ایرانی یک اتفاق ساده نیست این یک خرید و فروش است. آنها سکوت میکنند تا جریان انرژی قطع نشود.
آنها چشم میبندند تا چرخ صنعتشان لنگ نزند . نقابِ تمدن بر چهرهی وحشیگری چقدر مضحک است که از دموکراسی حرف میزنند اما با دستانی که به خون آغشته است، قراردادهای استراتژیک امضا میکنند. این مقاله یک پیام ساده دارد.
ای سیاستمدارِ اتوکشیده! هر بار که با لبخند پشت میز مذاکره مینشینی بدان که جوهرِ خودکارت از خونِ جوانی است که فقط میخواست معمولی زندگی کند. تو داری بر سرِ جسدها تجارت میکنی. بیداریِ دیر هنگام شاید امروز بوی نفت بوی خون را بپوشاند.
شاید امروز صدای بسته شدنِ قراردادها بلندتر از صدای تیراندازی در کوچهها باشد.
اما یادتان باشد نفت میسوزد و تمام میشود اما خونِ ناحق لکهای است که با هیچ شویندهی دیپلماتیکی پاک نمیشود.
تاریخ ثابت کرده است که بوی نفت روزی میپرد، چاهها خشک میشوند و قراردادها منقضی؛ اما بوی خونِ بیگناه، در حافظهی خاک باقی میماند.
جامعه جهانی شاید امروز چشمانش را به روی حقیقت ببندد تا چراغهایش روشن بماند، اما تاریکیِ حاصل از این بیتفاوتی روزی تمام جهان را فرا خواهد گرفت .
جوان ایرانی سوختِ موتورهای دیپلماسی نیست. او خودِ حیات است که قربانیِ تجارت شده است .
ما دیگر از شما انتظار کمک نداریم فقط از شما میخواهیم که نقابِ انساندوستی را بردارید. بگذارید همه ببینند که دنیای مدرنِ شما، هنوز با خونِ آزادیخواهان تغذیه میشود.
بوی خون روزی از دیوارهای قصرهای شما هم بالا خواهد آمد آن روز دیگر نه نفتی برای فروش دارید و نه وجدانی برای آسوده زیستن .
تاریخ هرگز نخواهد بخشید کسانی را که برای گرم کردن خانههایشان با شعلهی نفت، چشمانشان را بر سرد شدن پیکر جوانانی بستند که تنها جرمشان طلبِ آفتاب بود .
غزاله ا لسادات ابطحی