جنایت پشت جنایت...
چهلم کشتهها، به مردم عزادار تیراندازی کردن...
#آبدانان
عضو شبکه مدافعین حقوق بشر در ایران Mitglied Vereingung zur Verteigung der Menschenrechte im Iran VVMIran e.V. عضو کانون دفاع از حقوق بشر در ایران
در این روزها که هنوز بوی خون و خاک دیماه ۱۴۰۴ از کوچههای ایران نرفته،
قلم به دست میگیرم، نه برای شعار، نه برای فریاد،
فقط برای اینکه بگویم: ما هنوز نفس میکشیم، اما قلبمان تکهتکه است.
تو رفتی،
با چشمانی که هنوز برق امید داشت،
با دستهایی که فقط میخواستند پلاکاردی بالا بگیرند،
با لبخندی که قرار بود فردا را بسازد.
گلوله آمد،
نه به اشتباه، نه در هیاهو؛
عمداً، سرد، مستقیم به سینهات، به چشمت، به آیندهات.
مادرت هنوز منتظر است.
میگوید «شاید برگردد»،
لباسهایت را بو میکند،
گوشهای از اتاقت را دستنخورده نگه داشته،
انگار اگر لمس کند، زمان برمیگردد به قبل از آن شب هولناک.
پدرت ساکتتر از همیشه است.
هر بار که از پنجره به خیابان نگاه میکند،
میبیند جایی که تو ایستاده بودی،
جایی که خونت ریخت،
و میگوید: «اینجا پسرم بود… اینجا ایران بود.»
خواهر کوچکت هنوز باور نکرده.
میپرسد «چرا برادر نگفت خداحافظ؟»
و تو دیگر نیستی که بگویی: «برای تو، برای فردایت، برای اینکه دیگر ترس نکند.»
ما ماندیم.
با زخمی که هر روز خونریزی میکند،
با خشم که نمیسوزد، بلکه شعلهورتر میشود،
با وعدهای که به خودمان دادیم:
تا آخرین نفس، نامتان را زنده نگه میداریم.
شما نرفتید.
در هر فریاد «زن، زندگی، آزادی»،
در هر قدمی که هنوز برمیداریم،
در هر مادری که بر مزار فرزندش میرقصد تا نشان دهد مرگتان پیروز نشده،
شما زندهاید.
ای کاش میتوانستم بگویم دردتان کم میشود.
نمیشود.
اما میتوانم قول بدهم:
این خونها بیثمر نمیماند.
این اشکها به رودخانهای تبدیل میشود که دیکتاتوری را میشوید.
و روزی میرسد که فرزندانتان، نوههایتان،
در خیابانی آزاد،
با نام شما آواز میخوانند،
نه از غم،
از غرور.
تا آن روز،
روحتان شاد،
خاطرهتان جاودان،
و مبارزهمان ادامه دارد.
برای همه شما که نامتان را فریاد میزنیم:
جاوید باشید.
ایران جاوید باد.
غزاله السادات ابطحی
Ghazalee Alsadat Abtehi 🖤
برای خسرو علیکردی
بعضی نامها فقط اسم نیستند؛ نشانهاند.
نشانهی ایستادن، وقتی ایستادن هزینه دارد.
نشانهی گفتن، وقتی سکوت امنتر است.
خسرو علیکردی،
در روزگاری که قانون گاهی خسته و خمیده میشود،
تو یادآوری که عدالت هنوز ستون فقرات میخواهد؛
ستونی که از ترس نلرزد و از فشار نشکند.
این دلنوشته نه برای اسطورهسازی است
و نه برای پاککردن زخمها.
زخمها واقعیاند، درد واقعی است،
و شجاعت دقیقاً همینجاست:
ادامه دادن، با دانستن بهایش.
تو ثابت کردی که دفاع فقط یک شغل نیست؛
نوعی تعهد اخلاقی است به انسان،
حتی وقتی نتیجه نامعلوم است
و تشویقها کمصدا یا غایباند.
اگر روزی از تو فقط نامی بماند،
همان نام کافی است تا یادمان بیندازد
که میشود در سمت درست تاریخ ایستاد،
حتی وقتی تاریخ عجله دارد از روی آدمها رد شود.
این دلنوشته ادعا ندارد.
فقط احترام است.
احترام به کسی که ساده نایستاد،
اما صاف ایستاد.
غزاله السادات ابطحی
Ghazalee Alsadat Abtehi
#خسرو_علیکردی
سید محمدرضا رضویفرد از وکلای داگستری ساکن شهر قم توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران به تحمل ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شد. رای به دادگا...