Showing posts with label نقض حقوق زنان نقض حقوق کارگر نقض حقوق پیروان ادیان. Show all posts
Showing posts with label نقض حقوق زنان نقض حقوق کارگر نقض حقوق پیروان ادیان. Show all posts

Monday, January 13, 2025

عقیم ‌سازی از منظر معیارهای بین‌المللی حقوق بشر


 ماهنامه خط صلح – پس از انتشار تصاویر شهروندانی که به “گورخواب” موسوم شدند، بحث عقیم‌ سازی به عنوان راهکاری برای جلوگیری از ازدیاد افراد بی ‌خانمان یا “کارتن خواب” در فضای مجازی مطرح شد. پرداختن به مقوله‌ی عقیم‌ سازی از منظر حقوق بشری و بررسی رویکرد گفتمان حقوق بشر به این مسئله، می‌تواند زاویه‌ی جدیدی را برای علاقه‌مندان به این بحث بگشاید. این مقاله به بررسی اجمالی مبحث عقیم ‌سازی از دید معیارهای  بین‌المللی حقوق بشری می‌پردازد.


الف: عقیم سازی اجباری مغایر موازین بین‌المللی حقوق بشر است

ماده‌ی سوم اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر می‌گوید: “هر کس حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد”. ماده‌ی پنجم این اعلامیه هم ‌چنین می‌گوید: “احدی را نمی‌توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد”. ماده‌ی هفت میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی که به امضا و تصویب ایران نیز رسیده است، انجام مطالعات پزشکی بر روی افراد بدون اجازه‌ی آنان را صریحاً ممنوع می‌کند: “هیچ‌ کس‌ را نمی‌توان‌ مورد آزار و شکنجه‌ یا مجازات‌ها یا رفتارهای‌ ظالمانه‌ یا خلاف‌ انسانی‌ یا ترذیلی‌ قرار داد. مخصوصاً قرار دادن‌ یک‌ شخص‌ تحت‌ آزمایش‌های‌ پزشکی‌ یا علمی‌ بدون‌ رضایت‌ آزادانه‌ی‌ او ممنوع‌ است”.  بدیهی است هنگامی که انجام آزمایش‌های پزشکی بدون رضایت فرد ممنوع باشد، عقیم سازی اجباری نیز از منظر حقوق بین‌الملل ممنوع است.

گزارشگر ویژه‌ی شکنجه و دیگر مجازات‌ها و رفتارهای بی‌رحمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز نیز عقیم ‌سازی اجباری زنانی را که دارای معلولیت بوده، مصداقی از شکنجه دانسته است. هم‌چنین، بر اساس گفته‌ی دفتر کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان، سیاست‌ها یا قوانینی که سقط جنین یا عقیم ‌سازی اجباری را به عنوان نوعی از جریمه تجویز می‌کنند، دلیلی موجه برای تقاضای پناهندگی دانسته و فردی که قربانی چنین سیاستی شود، قربانی “نقض فاحش حقوق بشر” دانسته است.(۱) گزارشگر ویژه حتی از این فراتر رفته و گفته است حاملگی یا عقیم ‌سازی اجباری در صورتی که به صورت سیستماتیک علیه گروه خاصی از شهروندان به کار برود به عنوان جنایت علیه بشریت نیز می‌تواند محسوب شود.(۲)

ب: عقیم‌ سازیِ تحت فشار از دید نهادهای بین المللی حقوق بشری

عقیم ‌سازیِ تحت فشار نوع دیگری از عقیم‌ سازی است که نه با اجبار بلکه با مشوق‌های مالی یا غیرمالی، اطلاعات غلط یا تهدید فرد صورت می‌گیرد.(۳)  در این نوع عقیم ‌سازی رضایت فرد برای عقیم شدن تحت شرایطی کسب می‌شود که او در موقعیت اجتماعی-اقتصادی فرودستی قرار داشته و تصمیم او را نمی‌توان تصمیمی آزادانه دانست. بر اساس بیانیه‌ای مشترک که توسط سازمان بهداشت جهانی، یونیسف، دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر و چند نهاد دیگر مربوط به سازمان ملل تهیه شده است، هیچ کس نباید برای عقیم شدن مشوق دریافت کند، خواه از طرف همسر یا دیگر اعضای خانواده و خواه از طرف پرسنل پزشکی یا مامور حکومتی.(۴) پیشنهاد دریافت غذا، پول، زمین و مسکن از جمله مشوق‌هایی هستند که برای راضی نمودن افراد به عمل عقیم‌ سازی به کار  برده شده‌اند. سازمان بهداشت جهانی و چند نهاد دیگر سازمان ملل این نوع اقدام‌ها را مغایر موازین بین‌المللی حقوق بشر می‌دانند. (۵) یکی از توصیه‌های سازمان بهداشت جهانی ممنوعیت و لغو برنامه‌هایی است که به موجب آن بیماران برای عقیم‌ شدن مشوق دریافت می‌کنند.(۶) هم‌چنین، عقیم‌ شدن هیچ‌گاه نباید پیش شرطی برای دریافت خدمات درمانی و یا امتیازاتی اجتماعی نظیر برگه‌ی هویت، شغل، آزادی از زندان و دیگر خدمات اجتماعی قرار بگیرد.(۷)

پ: بحث عقیم ‌سازی در بستر نابرابری

در دو بخش فوق به ممنوعیت عقیم ‌سازی اجباری و عقیم‌ سازیِ تحت فشار از منظر حقوق بین‌الملل اشاره شد. اما بحث عقیم ‌سازی اجباری و یا  عقیم ‌سازیِ تحت فشار غالباً در بستری پدید می‌آید که نابرابری اجتماعی و اقتصادی از مولفه‌های اصلی آن است. به عبارت دیگر نمی‌توان در خلاء از عقیم ‌سازی اجباری صحبت کرد. در مورد بحث‌انگیز اخیر که باب کفتگو در مورد عقیم‌ سازی در فضای مجازی فارسی باز شد، وضعیت افرادی مطرح بود که از دو جانب به حاشیه رانده شده محسوب می‌شدند: افراد “گورخواب” هم به شدت فقیر هستند و هم به احتمال بسیار زیاد دچار آسیب‌هایی نظیر اعتیاد به مواد مخدر و یا دیگر بیماری‌های فیزیکی یا روانی شده‌اند. در جوامع دیگر نیز بحث عقیم ‌سازی در واقع به عنوان راهکاری برای حل مشکل “عناصر نامطلوب” مطرح می‌شود. کولی‌ها، تراجنسی‌ها و اقلیت‌های نژادی و قومی از جمله گروه‌هایی هستند که هدف چنین سیاست‌هایی قرار گرفته‌اند. در این شرایط عقیم ‌سازی از حالت یک مسئله‌ی مربوط به بهداشت عمومی خارج شده و تبدیل به یک وسیله برای مهار کردن افرادی می‌شود که از دید بخشبزرگی از جامعه  مضر و فاقد ارزش قلمداد می‌شوند. از این رو عقیم ‌سازی با برنامه‌های جامع کنترل جمعیت متفاوت است. برنامه‌های کنترل جمعیت معمولاً مبتنی بر روش‌های موقت پیشگیری از بارداری بوده و طیف خاصی از شهروندان را هدف قرار نمی‌دهد. اما طرح‌های عقیم ‌سازی اجباری و یا عقیم‌ سازیِ تحت فشار، گروهی خاص از شهروندان را که غالباً در زمره‌ی اقشار فرودست محسوب می‌شوند، هدف قرار داده و آنان را برای همیشه از فرزندآوری محروم می‌کنند. موافقان این برنامه‌ها این توجیه را ارائه می‌کنند که افرادی که مثلاً دچار اعتیاد بوده و کارتن خواب هستند، توانایی نگهداری از فرزند را ندارند و فرزندان آن‌ها نیز دچار آسیب‌های شدید اجتماعی خواهند شد. موافقان این برنامه‌ها هم‌چنین می‌گویند در صورت فرزندآوری آن‌ها دولت مجبور به گرفتن حق سرپرستی از والدین این کودکان خواهد شد. البته این‌که در بسیاری از موارد والدین ممکن است فاقد حداقل شرایط لازم برای نگهداری از فرزندان خود باشند، گزاره‌ی غلطی نیست. اما عدم صلاحیت برای نگهداری از فرزند فقط مخصوص اقشار خاص نیست، و مواردی نظیر خشونت خانگی و تعرض جنسی به کودکان در خانواده‌های متمول نیز رخ می‌دهد، ولی بحث عقیم ‌سازی کم‌تر در مورد افراد فرادست مطرح می‌شود. به علاوه، عقیم ‌سازی یک عمل برگشت ‌ناپذیر است، و وقتی چنین پیشنهادی مطرح می‌شود، فرض بر این است که فرد مورد نظر در آینده نمی‌تواند با توانبخشی به عضوی مفید برای جامعه تبدیل بشود. در واقع عقیم ‌سازی اجباری یا عقیم ‌سازیِ تحت فشار این پیام را به جامعه خواهد داد که بخشی از شهروندان هیچ‌گاه امکان بهبود یافتن ندارند. این رویکرد، علاوه بر محروم ساختن حق بخشی از شهروندان از حق فرزندآوری، پیامی بسیار منفی برای جامعه در بر خواهد داشت.

Friday, December 27, 2024

جرم‌انگاری «معاونت و مباشرت» در سقط جنین در ایران

 رئیس اداره جوانی جمعیت وزارت بهداشت ایران در توضیح این موضوع گفت: «اگر فردی که در سقط دست داشته جزء گروه پزشکی باشد، پروانه پزشکی‌اش حتی با یک بار سقط جنین عمدی باطل می‌شود.»

Monday, December 2, 2024

بدن من، حق من: درآمدی بر حق مالکیت بر بدن


 

ماهنامه خط صلح –  شاید در نگاه نخست به این عنوان، چنین تصور گردد که همه‌ی انسان‌ها حق دارند درباره‌ی بدن خویش تصمیم بگیرند. جای بحث و تحلیل در این حوزه کجاست؟ چرا چنین بحث و یا تردیدی درباره‌ی حق شخصی بر وجود یا تمامیت وجودی انسان‌ها مطرح می‌گردد؟ به هر میزان که در توجه اولیه این موضوع بداهه فرض می‌گردد، اما در ادامه خواهیم دید موضوعی بدین سهل و سادگی محل مباحث گوناگون حقوقی-اجتماعی قرار گرفته است؛ چون تجاوز به تمامیت وجودی انسان‌ها در ساحت‌های مختلف حقوقی، اجتماعی، فرهنگی، روانی و اقتصادی دیده می‌شوند.

از مفهوم امروزی این حق چنین استنباط می‌گردد که، همه‌ی انسان‌ها حق دارند تا درباره‌ی سلامت شخصی، تمامیت جسمانی، روابط جنسی و فرزند آوری با آزادی تصمیم بگیریم. هیچ‌گونه ترس، نگرانی، خشونت و تبعیض نباید نسبت به انسان‌ها در این موقعیت برای ایجاد محدودیت در حق تسلط بر بدن خود اعمال گردد.

در دیدگاه سنتی تحت تاثیر آمیزه‌های مذهبی، فرهنگی و سیاست‌های برتری طلبانه، نژادپرستانه یا تبعیض آمیز همواره گستره تعریف امروزی درباره‌ی این حق را بر نمی‌تابد. از زمانی‌که کسب آزادی‌های فردی و اجتماعی از عرصه‌ی نظری وارد سیاست‌های دولت‌ها و قوانین ملی و بین المللی حقوق بشر شده است، به تدریج مفهوم تسلط و مالکیت بر بدن نیز وارد ادبیات حقوقی گردید.

مصادیق متعددی از اعمال تبعیض علیه انسان‌ها، به ویژه زنان، می‌توان برشمرد که منجر به عدم تسلط آن‌ها بر بدنشان می‌شود؛ نمونه‌ی روشن آن را می‌توان بردگی، کار اجباری، قاچاق انسان و اندام انسانی، ازدواج در کودکی، ازدواج اجباری، هم‌چنین مهم‌تر دانستن نقش مادری از ماهیت وجودی زن تا عقیم سازی اجباری و اعمال مجازات برای سقط جنین را برشمرد.

برای رهایی از تعریف‌های نادرست از حق بر بدن و رهایی از هریک از مصادیق مورد اشاره‌ی بالا که منجر به عدم کنترل انسان‌ها بر بدنشان می‌شود، مبارزات زیادی صورت گرفته و می‌گیرد. با لغو برده داری، اوج گیری مبارزات برابری طلبانه، تلاش برای الغاء جوامع طبقاتی، مبارزات زنان برای کسب حق برابر و توسعه گفتمان عدالت جنسیتی همه و همه به رفع انسداد از درک انسان از مفهوم حق بر بدن و بدیهی دانستن حق تسلط انسان بر سرنوشت خودش منجر شد. در برداشت سنتی از حق امکان فرض تسلط مطلق انسان بر تمامیت جسمانی خودش به سبب این‌که بدن انسان، مال محسوب نمی‌گردد؛ ممکن نبود. اما از آن‌جایی که حق مالکیت بر بدن از حق مالکیت بر اشیاء در مفهوم عام خود متفاوت است، رابطه‌ی انسان با بدن خود شباهتی با رابطه‌ی انسان با اموالش ندارد؛ در نتیجه ضرورتی ندارد به دنبال یک مال عینی باشیم تا ارتباط مالکیت بین تن انسان با خود انسان تعریف پذیر شود. بدین سبب به سادگی می‌توان گفت انسان بدون بدنش تعریف نمی‌شود و بدن انسان و تصمیمات انسان درباره‌ی آن از یکدیگر تفکیک ناپذیرند؛ حق آزادی فردی نیز بدون تسلط انسان بر بدنش قابل درک نیست. در نتیجه حق مالکیت بر بدن در زمره‌ی حق بر آزادی و امنیت شخصی تعبیر می‌شود (ماده‌ی سوم اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر).

با پذیرش این اصل بلامنازع که انسان از حق آزادی و امنیت شخصی برخودار است، این حق او را قادر می‌سازد تا از یک طرف از بردگی، تبعیضات ناروا، شکنجه و مجازات‌های غیر انسانی مصون بماند و از طرفی دیگر به او این امکان را خواهد داد تا بر سرنوشت خود تسلط کامل داشته باشد. بدون استیلای شخص بر تمامیت جسمانی و روانی خود حق بر آزادی و امنیت شخصی او تامین نخواهد گشت.

مصادیق متعددی از حق مالکیت یا حق استیلای فردی بر تمامیت جسمانی خود را می‌توان در زندگی اشخاص به دست داد. از جمله این موارد می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • حق اتخاذ تصمیم درباره‌ی بدن و سلامتی خود.

  • حق داشتن کنترل بر زندگی جنسی خود؛ بدون ترس و نگرانی از مجرم واقع شدن.

  • حق بر انتخاب همسر یا شریک جنسی؛ تمایل یا عدم تمایل به داشتن فرزند.

  • حق بهره‌‌مندی از بهداشت؛ امنیت و آموزش‌های لازم برای تضمین این حق.

  • حق بر انتخاب داشتن یا نداشتن فرزند.

  • و بالاخره حق برخورداری از امکان سقط جنین و در محیطی بهداشتی بدون ترس و نگرانی.

در میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، بخش سوم، مواد ۶ به بعد خود مصادیقی از نفی حق بر آزادی و امنیت شخصی از جمله، منع نگهداری افراد در بردگی، سلب حق حیات و مجازات اعدام، شکنجه و رفتارهای تحقیر آمیز برشمرده شده است. همه‌ی این اصول و ایجاد هر نوع محدودیت در حق بر تسلط بر بدن امکان نقض دارند. اگر عقیم سازی اجباری می‌تواند مصادیقی از نژاد پرستی و یا با شرایط اختصاصی نسل کشی محسوب گردد، اجبار زنان به فرزند آوری نیز می‌تواند مصداق روشنی از ایجاد محدودیت در حق آزادی و امنیت شخصی محسوب شود. از این رو منع زنان از سقط جنین، به منزله‌ اجبار آنان به فرزند آوری تحت هر شرایطی است؛ که این نفی تسلط آن‌ها بر بدنشان تلقی می‌شود.

مانع عمده‌ای که در مقابل تامین حق بر تسلط بر بدن برای زنان وجود دارد، تعریفی است که از جنین ارائه می‌شود. مثلاً در حقوق کانادا جنین قبل از تولد انسان فرض می‌شود، اما انسان محسوب نمی‌شود. در حالی‌که در حقوق اسلامی و در ایران به تأسی از این حقوق جنین به فرض زنده متولد شدن، انسان محسوب می‌شود؛ یعنی قبل از تولد نیز انسان است و سلب حق زندگی از وی مجاز نیست. با توجه به این‌که حیات جنین بدون حیات مادر متصور نیست، حق حیات درباره‌ی او نیز مانند انسان قابل تصور نیست. از این منطق می‌توان استنباط نمود که جنین خود واجد حق زندگی مستقل از مادر نیست و سایرین مانند پدر و یا حکومت یا مذهب نیز نمی‌توانند برای موجودی که ماهیت مستقل ندارد، بدون رضایت مادر تصمیم به “بود” یا “نبود” بگیرند. در ادامه‌ی همین منطق روشن باید گفت که تعیین مجازات برای سقط جنین به وسیله یا به خواست مادر نیز به دلیل انسان نبودن جنین و وابستگی او به بدن مادر، ناعادلانه محسوب می‌شود.

بنابراین قبل از هر چیز لازم است حق زنان بر داشتن آزادی و امنیت شخصی تضمین گردد؛ سپس با احترام به این حق، تعریف دقیقی از جنین و رابطه‌ی آن با مادرش ارائه شود.

در حال حاضر در ایران سقط جنین با تجویز پزشک و تایید پزشکی قانونی امکان پذیر است. پذیرش این حق به منزله این است که چنانچه مادری بیمار باشد و حامله بودن سبب آسیب جدی به او شود، تحت عنوان سقط درمانی با تجویز پزشک امکان سقط فراهم است. مبنای این حق احترام به بهداشت، امنیت و آزادی شخصی است. همین مبنا را می‌توان توسعه داد تا به تضمین این حق برای زنان در شرایط حامله شدن ناخواسته پایان بخشید. چنانچه عقیم شدن ناخواسته و اجباری نیز سلب حق آزادی و امنیت شخصی است؛ اجبار به فرزند آوری نیز سلب همین حق خواهد بود.

در این خصوص اگر به جامعه‌ی کانادا نگاه کنیم، بین سال‌های ۱۸۶۹ تا ۱۹۶۹ برای صد سال سقط جنین در این کشور جرم محسوب می‌شده است و در فاصله‌ی زمانی اندکی از همین ایام، حدود ۴ هزار تا ۶ هزار زن به دلیل سقط غیر بهداشتی جان خود را از دست داده‌اند. در نتیجه ابتدا کسانی‌ که در معرض خطر بودند با تایید پزشک امکان سقط جنین را به دست آوردند و به دلیل این‌که زنان، در معرض سقط جنین غیر بهداشتی بودند و این اتفاق جان آن‌ها را تهدید می‌کرد، پزشکی اهل شهر مونترال با برپایی کلینیک سقط جنین سعی کرد به همه‌ی زنان کمک کند و در پی تلاش او برای راه اندازی کلینیک‌های سقط جنین در سراسر کانادا، سقط جنین در این کشور در هر شرایطی قانونی اعلام شد(به نقل از وبسایت تاریخ سقط جنین در کانادا).

تجربه‌ی پنجاه سال گذشته‌ی کشور کانادا -به عنوان یکی از پیشروترین کشورهایی که این حق را به رسمیت شناخته-، بهترین نمونه است تا به ما کمک کند که ایجاد محدودیت در حق زنان بر بدن خودشان نه تنها نفی حقوق انسانی آن‌ها محسوب می‌گردد، بلکه توسل به سقط جنین غیر قانونی و غیر بهداشتی جان آن‌ها را با خطر روبرو می‌سازد.

در نتیجه‌ی تعریف دقیق از حق آزادی و امنیت شخصی و استفاده از آمیزه‌های اخلاقی-حقوقی جهان شمول و متکی به حقوق بنیادین می‌توان مسیر را برای پذیرش حق بر بدن برای زنان در ایران نیز هموار ساخت. با تفسیری منصفانه از این حق، زنان نه تنها حق دارند که از هر نوع اجبار و اکراه اعم از اجباری فیزیکی و یا ایجاد ترس از مجرم واقع شدن در اثر سقط جنین مصون بمانند؛ بلکه حق خواهند داشت تا آزادانه مادر شدن را برگزینند.

Monday, January 30, 2023

تهران؛ تایید یک حکم اعدام همزمان با رهایی یک زندانی از چوبه دار


 خبرگزاری هرانا – حکم اعدام یک زندانی در تهران که پیشتر از بابت اتهام قتل توسط دادگاه کیفری به اعدام محکوم شده بود، در شعبه ۲۶ دیوان عالی کشور تایید شد. همچنین یک زندانی محکوم به اعدام در تهران با جلب رضایت از اولیای دم از چوبه دار رهایی یافت. از سوی دیگر، رئیس کل دادگستری استان بوشهر از رهایی ۱۱ زندانی محکوم به اعدام در این استان طی ۹ ماه گذشته خبر داد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رکنا، حکم اعدام زندانی در تهران، توسط شعبه ۲۶ دیوان عالی کشور تایید شد.

براساس این گزارش، در مردادماه سال ۱۴۰۰، یک مرد جوان ۲۱ ساله که به دلیل آزار و اذیت از سوی همکار خود در یک مغازه مکانیکی در شرق تهران مرتکب قتل شده بود، پس از بازداشت، توسط شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران به اعدام محکوم شد.

متهم در اعترافات خود گفت: “چند ماه پیش از ماجرا من و مقتول با هم به تهران آمدیم و در مغازه مکانیکی مشغول بکار شدیم و پس از کار هم شب‌ ها در بالای مغازه می‌ خوابیدیم. چند هفته بعد او یک بار من را آزار جنسی داد. او از من فیلم گرفت و تهدیدم کرد که اگر تسلیم خواسته هایش نشوم یا به کسی حرفی بزنم، فیلم را منتشر می‌کند.

متهم ادامه داد: “به همین خاطر ناچار بودم سکوت کنم. شب واقعه باهم مشروب خوردیم که دوباره به سراغم آمد؛ مقاومت کردم که او باز هم بحث فیلم را مطرح کرد که به یکباره کنترلم را از دست دادم و با میله آهنی چند ضربه به سرش زدم و وقتی دیدم روی زمین افتاد وسایلم را جمع کردم و از آنجا خارج شدم. بعد از ماجرا هم از اینکه خانواده‌ ام ماجرا را بفهمند نگران بودم و در پارک می‌خوابیدم تا اینکه دستگیر شدم.”

در جلسه دادگاه این متهم از بابت اتهام قتل به اعدام، از بابت اتهامات مرتبط با سرقت اموال مقتول به ۱۰ سال حبس و به در خصوص مصرف مشروبات الکلی به ۸۰ ضربه شلاق محکوم کردند.

نهایتا رای صادره به تایید قضات شعبه ۲۶ دیوان عالی کشور درآمد.

رهایی از اعدام یک زندانی در تهران

به گزارش رکنا، یک زندانی محکوم به اعدام در تهران با جلب رضایت از اولیای دم از مجازات اعدام رهایی یافت.

بر اساس این گزارش، اواسط سال ۹۶ رسیدگی به مرگ مشکوک سردفتر یک دفتر خانه رسمی در شمال شهر تهران در دستور کار ماموران انتظامی و قضایی قرار گرفت.

یک متهم به نام “حمید” در این خصوص بازداشت و پس از مدتی توسط شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران به اعدام محکوم شد.

در این گزارش آمده است؛ پس از اینکه حکم اعدام به تائید دیوان عالی کشور رسید، پرونده به شعبه چهارم اجرای احکام دادسرای جنایی تهران ارجاع شد. سپس متهم برای اجرای حکم اعدام دو بار به سوییت انفرادی منتقل و هر بار موفق به اخذ مهلت از شاکیان پرونده شد.

در نهایت متهم با واگذاری یک ملک به اولیای دم به عنوان وجه المصالحه؛ موفق به جلب رضایت شد و از اعدام رهایی یافت.

طی ۹ ماه گذشته، رهایی از اعدام یازده زندانی در استان بوشهر

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، یازده زندانی محکوم به اعدام در استان بوشهر از چوبه دار رهایی یافتند.

رئیس کل دادگستری استان بوشهر در این خصوص گفت: “در ۹ ماه گذشته با ایجاد سازش در یازده فقره پرونده اعدام، رضایت اولیای دم کسب و تمامی محکومان از اعدام رهایی یافتند و به زندگی بازگشتند.”

قم؛ سید محمدرضا رضوی‌فرد از وکلای دادگستر به ۱۰ سال حبس محکوم شد

   سید محمدرضا رضوی‌فرد  از وکلای داگستری ساکن شهر قم توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران به تحمل ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شد. رای به دادگا...