فرزند ایران و جانفدای میهن، ستار بهشتی؛ کارگر و وبلاگنویس، ۳۶ ساله.
مردی که در ۱۳ آبان ۱۳۹۱، پس از شکنجههای شدید و ضربات سنگین به جمجمه و صورت، در بازداشتگاه پلیس فتا در تهران عزیز، به قتل رسید.
ستار، وبلاگنویسی بود که گاهی نوشتههایش شاید فقط ۱۲ یا ۱۴ لایک در فیسبوک میگرفت.
یک کارگر زحمتکش، که با دسترنج ناچیزش زندگی خود و مادر پیرش را تأمین میکرد.
روایت است که پس از شکنجههای وحشیانه، توبهنامهای جلویش گذاشتند و گفتند اگر امضا کند، آزاد خواهد شد.
اما ستار امضا نکرد.
او را میتوان یکی از پیشکسوتان نسلی دانست که از فشار، تحقیر و جنون سیستم کثیف اسلامی در ایران به ستوه آمده بود؛ نسلی که تنها «جرمش» این بود که حقیقتی را که میدید، با زبانی ساده مینوشت.
ستار، هم با نامش و هم با ایستادگیاش، برای همیشه به اسطوره تبدیل شد.
او نام خود را با خون خویش، بر حافظه تاریخی ایران حک کرد.
یادش گرامی.
و نامش برای همیشه جاودان.
