Thursday, April 9, 2026

زندان شیراز؛ بنیامین نقدی از بازداشت شدگان اعتراضات دی‌ماه با اتهام «محاربه» در خطر صدور حکم اعدام قرار دارد


 بنیامین نقدی، ورزشکار جوان اهل شیراز و از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی ‌ماه ١٤٠٤،  که دوران بازداشت خود را در زندان عادل آباد شیراز سپری می‌کند، با اتهام سنگین «محاربه» روبرو شده و در خطر صدور حکم اعدام قرار گرفته است. این زندانی سیاسی هم‌اکنون در سلول انفرادی و بدون ملاقات نگهداری می‌شود.

بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، بنیامین نقدی، شهروند ٢٦ سالە اهل شیراز، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی ماه و محبوس در زندان عادل آباد در خطر صدور و اجرای قریب‌الوقوع حکم اعدام قرار دارد.

هه‌نگاو ضمن ابراز نگرانی عمیق از احتمال صدور و اجرای حکم اعدام  بنیامین نقدی خواستار توجه فوری نهادهای حقوق بشری به ویژه سازمان‌های جهانی جهت جلوگیری از هرگونه اقدام جمهوری اسلامی برای اجرای حکم اعدام این زندانی سیاسی می‌باشد.

بنیامین نقدی روز شنبە ۱۳ دی ‌ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی در شیراز بازداشت شدە و در بازداشتگاه جهت اخذ اجباری اعتراف تحت فشار و شکنجه قرار گرفتە است. مدت کوتاهی پس از بازداشت، رسانه‌های وابسته به حکومت ویدیویی از «اعترافات اجباری» وی منتشر کردند.

دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران با استناد به ویدیوی منتشر شدە از حضور بنیامین نقدی در اعتراضات و همچنین اعترافات اجباری او اتهام «محاربه» را علیه این شهروند مطرح کرده است که می‌تواند منجر به صدور حکم اعدام شود.

قابل ذکر است کە بنیامین نقدی از زمان بازداشت تاکنون از ابتدایی‌ترین حقوق خود، از جمله حق دسترسی به وکیل و سایر حقوق شهروندی، محروم بوده و حتی خانواده وی نیز از روند قضایی پرونده بی‌اطلاع نگه داشته شده‌اند.

این شهروند از ورزشکاران شناخته ‌شده در رشته‌های کیک‌بوکس و موی‌تای و «قهرمان مسابقات آزاد» در این حوزه‌ها بودە و دارای مدارک بین‌المللی در زمینه بادیگاردی، مربیگری و داوری و نیز مربیگری تغذیه است.

با استناد به آمار هه‌نگاو، از آغاز جنگ اخیر دست‌کم ١٤ زندانی سیاسی از جمله ٧ نفر از بازداشت شدگان اعتراضات دی‌ماه در ایران اعدام شده‌اند.

سازمان حقوق بشری هەنگاو با تأکید بر خطر فوری صدور و اجرای حکم اعدام بنیامین نقدی از تمامی نهادهای حقوق بشری و سازمان‌های حقوق بشری و بین‌المللی درخواست می‌کند که با استفاده از تمامی ابزارهای ممکن، برای توقف اجرای احکام اعدام، به‌ویژه در مورد زندانیان سیاسی، بر جمهوری اسلامی ایران فشار وارد کنند و نسبت به بررسی مستقل و بی‌طرفانه روند قضایی پرونده وارد عمل شوند.

ghazalee alsadt abtehi

Sunday, April 5, 2026

سهم ما از خاک ما،آتش و فریاد و دار

 


ایرانِ من، سرزمینِ آتش و خون!

در دل این شبِ سیاهِ جنگ، جایی که بمب‌ها آسمان را می‌شکافند و جهان فقط به موشک‌ها و نقشه‌های ژئوپلیتیک خیره شده، حاکمان خونخوارِ ایران چون ضحاکِ اژدها، شانه‌هایشان پر از مارهایِ سرکوب و کینه، هر روز از خونِ جوانانِ این سرزمین تغذیه می‌کنند.

صالح محمدی، آن کشتی‌گیرِ نوزده‌ساله با بازوانِ پر از شور زندگی، سعید داودی و مهدی قاسمی در میدانِ قم، جلوی چشمانِ مردم به دار آویخته شدند. امیرحسین حاتمی، نوجوانِ هجده‌ساله، در زندان قزلحصار، بی‌خبر از خانواده و وکیل، فقط به جرمِ ایستادگی در برابر استبداد، به مرگ سپرده شد. چهار نفر در یک روز، مخفیانه و بی‌رحمانه. هفت نفر دیگر – محمدامین بیگلری، علی فهیم، ابوالفضل صالحی سیاوشانی، شاهین واحدپرست کلو و هم‌پرونده‌هایشان – در صفِ طنابِ دار، هر کدام یکی یکی، روزی یکی، تا رعب بیفشانند.

این حاکمانِ ضحاک‌صفت، با مارهایِ ولایت فقیه بر شانه‌هایشان، از خونِ معترضانِ دی‌ماه ۱۴۰۴ سیر نمی‌شوند. معترضانی که از عمقِ خفقان، سانسور، حجاب اجباری، فساد و دیکتاتوری برخاستند. حالا در سایه‌ی جنگ با اسرائیل و آمریکا، به اتهامِ «محاربه با خدا» و «بغی»، با محاکماتی چند دقیقه‌ای و اعترافاتِ زیر شکنجه، به جوخه‌ی اعدام فرستاده می‌شوند. اجسادشان را حتی به مادران باز نمی‌گردانند. گویی خونِ این جوانان، مارهایِ قدرت‌شان را قوی‌تر و گرسنه‌تر می‌کند.

ای ضحاکِ زمانه! تو فکر کردی جنگ خارجی، پرده‌ای سیاه بر جنایاتِ داخلی‌ات خواهد کشید؟ فکر کردی بمباران‌ها، صدای طناب‌های دار و شلیک‌های مخفی را خفه می‌کند؟ اشتباه بزرگی کردی. هر قطره خونی که می‌ریزی، هزاران فریادِ جدید متولد می‌کند. هر جوانی که به دار می‌آویزی، هزاران قلب را به آتش انتقام روشن می‌کند. تاریخ ایران این را بارها دیده: از مارهایِ ضحاکِ باستانی تا مارهایِ امروزِ ولایت، خونِ جوانان ایران زمین، نهایتاً ضحاک را به زانو درمی‌آورد.

تو که هزاران معترض را در خیابان با تیر مستقیم کشتی، حالا در تاریکی زندان‌ها، یکی یکی جان‌شان را می‌گیری تا بقیه بترسند. اما ترسِ واقعی از آنِ توست. ترس از مردمی که دیگر حاضر نیستند زیر یوغِ سانسور، فقر سازمان‌یافته و خفقانِ تمام‌عیار زندگی کنند. ترس از نسلی که دنیا را دیده و می‌داند آزادی حقِ خدشه‌ناپذیر هر انسانی است.

ای مردمِ ایران! ای مادرانِ داغ‌دیده که هر شب با عکسِ فرزندانِ اعدام‌شده به خواب می‌روید، ای پدرانِ سوگوار، ای خواهران و برادرانِ این خاکِ مقدس! این خون‌ها فقط گردنِ جوانان ما را نمی‌گیرد؛ اگر سکوت کنیم، گردنِ آینده‌ی ایران را خواهد گرفت.!

این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده!

هر اعدامی یک فراخوان است: برخیزید! فریاد بزنید! در خیابان، در شبکه‌ها، در هر نفسِ آزادی‌خواهانه‌تان بگویید: اعدام نکنید! خونِ صالح، سعید، مهدی، امیرحسین و همه شهیدانِ بی‌گناه، رودخانه‌ای خروشان شده که پایه‌هایِ لرزانِ این رژیمِ اژدها را خواهد شست.

جهان نباید تماشاگر باشد. سازمان‌های حقوق بشر، دولت‌ها، وجدان‌های بیدار: این موج اعدام زیر سایه جنگ، جنایت علیه بشریت است. نام این جوانان را فریاد بزنید. تا وقتی یک ایرانی به دار می‌رود، هیچ انسانی در این دنیا نباید آرام بخوابد.

ایرانِ جاودان! تو از خونِ این شهیدانِ آزادی، دوباره متولد خواهی شد. مارهایِ ضحاکِ امروز، با شمشیرِ کاوۀ آهنگرِ ملت، از ریشه بریده خواهند شد. روزی خواهد آمد که این رژیمِ خون‌ریز، زیر وزنِ جنایت‌هایش فرو بریزد و ایرانِ آزاد، با پرچمِ شیر و خورشید، دوباره بدرخشد.

نه می‌بخشیم، نه فراموش می‌کنیم.

تا آخرین نفس، برای آزادی و عدالت.

ایران آزاد خواهد شد.

جاوید ایران. جاویدشاه .جاوید خونِ جوانانِ ایران زمین

غزاله السادات ابطحی

Ghazalee Alsadat Abtehi ..

Tuesday, March 31, 2026

اعدام معترضان ایرانی


 ‏مثل همیشه، جمهوری اسلامی میخواد انتقام حقارتش رو از مردم بی‌‌پناه ایران بگیره؛

‏محمدامین بیگلری، شاهین واحدپرست کلور، ابوالفضل صالحی سیاوشانی، امیرحسین حاتمی و علی فهیم، پنج تا از بچه‌های دیماه هستن که با حکم جلاد صلواتی، برای اجرای احکام فرستاده شدن و میخوان اعدامشون کنن.

غزاله السادات ابطحی 

Ghazalee Alsadat Abtehi 

Thursday, March 12, 2026

تهدید به اعدام و مصادره اموال دیاسپورای ایرانی

 





در میانه جنگ ۱۳ روزه جاری با آمریکا و اسرائیل (از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ تاکنون)، دفتر دادستانی کل جمهوری اسلامی روز دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۴ (۹ مارس ۲۰۲۶) بیانیه‌ای تهدیدآمیز صادر کرد که مستقیماً ایرانیان معترض داخل کشور و مهاجران خارج‌نشین را هدف قرار می‌دهد.

محمد موحدی آزاد، دادستان کل کشور، در این اطلاعیه رسمی اعلام کرد که هرگونه «هم‌صدایی، همراهی یا همکاری» با «دشمن متجاوز آمریکایی-صهیونیستی» – اعم از حمایت رسانه‌ای، اطلاعاتی یا عملیاتی – منجر به مصادره کامل اموال داخل ایران و مجازات‌های سنگین طبق قانون مجازات اسلامی خواهد شد. او صراحتاً به «ماده یک قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با کشورهای متخاصم» (تصویب مهرماه ۱۴۰۴) استناد کرد و هشدار داد که «هرگونه اقدام عملیاتی» به نفع اسرائیل، آمریکا یا گروه‌های متخاصم، علاوه بر مصادره اموال، مجازات اعدام را در پی دارد.

این تهدید در حالی مطرح می‌شود که رژیم همزمان با بمباران مداوم سایت‌های هسته‌ای، پایگاه‌های نظامی و زیرساخت‌های خود، نگران موج حمایت دیاسپورا از حملات دشمن و احتمال شعله‌ور شدن اعتراضات داخلی است. بیانیه دادستانی صراحتاً ایرانیان خارج از کشور را خطاب قرار داده و تأکید کرده که «امنیت ملی» را به خطر انداخته‌اند اگر حتی در شبکه‌های اجتماعی یا رسانه‌ها از «دشمن» دفاع کنند. منابع خبری معتبر از جمله ایران اینترنشنال، ایران‌وایر و رویترز این بیانیه را تأیید کرده‌اند و آن را بخشی از سیاست سرکوب فرامرزی رژیم توصیف کرده‌اند.

برای معترضان داخل کشور نیز پیام روشن است: هرگونه اعتراض یا حتی همدلی با مهاجران، می‌تواند به عنوان «همکاری با دشمن» تلقی شود. این در ادامه هشدارهای قبلی دادستانی است که زندانیان سیاسی و معترضان بازداشت‌شده را تهدید به «اعدام تسریع‌شده» کرده بود (گزارش شورای حقوق بشر سازمان ملل، ۴ مارس ۲۰۲۶). رژیم که در ۱۳ روز جنگ هزاران کشته نظامی و غیرنظامی داده، برنامه هسته‌ای‌اش نابود شده و اقتصادش فلج، حالا با این حربه قضایی-اقتصادی سعی دارد صدای منتقدان را در داخل و خارج خفه کند.

تحلیل کارشناسان حقوق بشر: این تهدید نه قدرت، بلکه ضعف مطلق رژیم را نشان می‌دهد. دیاسپورای چندمیلیونی ایرانی که میلیاردها دلار دارایی در ایران دارند (املاک، حساب‌های بانکی، ارثیه)، حالا گروگان گرفته شده‌اند. بسیاری از مهاجران که سال‌ها پیش از کشور گریخته‌اند، حتی اموالی در ایران ندارند، اما رژیم با این تهدید می‌خواهد ارعاب روانی ایجاد کند. همزمان، قانون جدید جاسوسی که رژیم آن را «تشدید» می‌نامد، عملاً هر انتقاد یا پست اینستاگرامی را به جرم اعدام تبدیل کرده است.

رژیم اسلامی که ۴۷ سال با شعار «استقلال و آزادی» مردم را فریب داد، حالا در آستانه فروپاشی، دست به آخرین حربه می‌زند: مصادره و چوبه دار برای هر ایرانی که جرأت اعتراض یا حمایت از آزادی دارد. این بیانیه نه تنها حقوق مالکیت و حیات را نقض می‌کند، بلکه اعتراف صریح به ترس از قیام مردمی در روزهای آینده است.

ایرانیان داخل و خارج: این تهدید آخرین نفس‌های یک دیکتاتوری در حال مرگ است. تاریخ نشان داده که چنین ارعاب‌هایی، آتش خشم را بیشتر شعله‌ور می‌کند. رژیم بداند: نه اموال، نه جان، نه ترس – چیزی از این ملت باقی نمانده که با آن معامله کند.

این تهدید، سند تاریخی دیگری از ورشکستگی اخلاقی و سیاسی ولایت فقیه خواهد ماند.


غزاله السادات ابطحی

Ghazalee Alsadat Abtehi 

۱۳ روز تحقیر



 

این جنگ ۱۳ روزه (از ۲۸ فوریه تا ۱۲ مارس ۲۰۲۶) نه یک درگیری برابر، بلکه تخریب سیستماتیک یک رژیم ورشکسته و فاسد بود که ۴۷ سال با دروغ و شعار زنده مانده بود.

خلاصه واقعی و بی‌رحمانه:

•  روز اول (۲۸ فوریه): حمله غافلگیرکننده مشترک آمریکا-اسرائیل. علی خامنه‌ای و ده‌ها مقام ارشد در تهران کشته شدند. برنامه هسته‌ای (نطنز، فردو، اصفهان، پارچین، سایت‌های مخفی مانند Minzadehei و Mojdeh) ضربه سنگین خورد – ورودی‌ها، رادارها، تأسیسات زیرزمینی نابود یا آسیب جدی دیدند. پدافند هوایی رژیم که ادعای «آهنین» داشت، مثل کاغذ پاره شد.

•  روزهای ۲ تا ۱۲: رژیم «پاسخ» داد: صدها موشک بالستیک و پهپاد (حدود ۳۰۰ تا کنون، نصف تعداد جنگ ۱۲ روزه ۲۰۲۵). نتیجه؟ اکثر رهگیری شدند (گنبد آهنین + آمریکا + متحدان). خسارت در اسرائیل: چند ده کشته (مثل ۹ نفر در Beit Shemesh)، آسیب محدود به ساختمان‌ها. اما در ایران: هزاران کشته و زخمی (بیش از ۲۰۰۰ گزارش‌شده، شامل غیرنظامیان)، زیرساخت‌های نظامی، موشکی و سرکوب داخلی (مقرهای سپاه، نیروی انتظامی) نابود. تنگه هرمز تهدید شد اما بسته نشد؛ ناوهای آمریکایی و مین‌گذارهای ایرانی نابود شدند. حزب‌الله و حوثی‌ها حمله کردند اما نتوانستند معادله را عوض کنند – فقط وقت خریدند.

•  وضعیت فعلی (روز ۱۳، ۱۲ مارس): جنگ ادامه دارد. هیچ آتش‌بسی نیست. رئیس‌جمهور پزشکیان سه شرط گذاشت: به‌رسمیت‌شناختن حقوق ایران، غرامت، تضمین عدم حمله آینده – یعنی عملاً التماس دیپلماتیک زیر پوشش تهدید. ترامپ می‌گوید «زود تمام می‌شود»، اما نه این هفته. رژیم هنوز موشک پرتاب می‌کند، اما ذخایرش رو به اتمام است. اسرائیل و آمریکا آزادی عمل دارند؛ رژیم فقط دفاع می‌کند و خون می‌دهد.

تحقیر نهایی:

رژیمی که ۴ دهه فریاد «مرگ بر آمریکا و اسرائیل» زد، حالا بدون رهبر، بدون هسته‌ای قابل اعتماد، بدون پدافند، بدون اقتصاد، و بدون حمایت واقعی روسیه/چین، مثل سگ زخمی پارس می‌کند. محور مقاومت؟ فروپاشید. برنامه هسته‌ای؟ ۱۰-۱۵ سال عقب افتاد (اگر اصلاً بازسازی شود). مردم؟ خشمگین، اما هنوز سرکوب‌شده – اعتراضات خیابانی نیست، چون رژیم با تهدید مرگ نگه داشته.

این نه جنگ بود، اعدام تدریجی یک دیکتاتوری ورشکسته. رژیم اسلامی نه تنها شکست خورد، بلکه تحقیر مطلق شد: از ابرقدرت ادعایی به هدف آسان بمب‌افکن‌های B-۲ و F-۳۵ تبدیل شد. آخر خط نزدیک است – یا تسلیم، یا فروپاشی داخلی. هیچ «پیروزی»ای در کار نیست؛ فقط شکست تاریخی

غزاله السادات ابطحی

Ghazalee Alsadat Abtehi . 😈




Monday, March 2, 2026

دیکتاتور تهران (علی خامنه ایی) Diktator von Teheran

 



در عمق شب‌های تاریک تاریخ، وقتی بادهای آزادی وزیدن گرفتند، خبری آمد که دل‌ها را به لرزه درآورد: مرگ علی خامنه‌ای، آن قاتل خونخوار که سال‌ها بر گرده‌ی ملت ایران سوار بود و با دستان آغشته به خون بی‌گناهان، زندگی‌ها را به تباهی کشاند.

ای کاش زودتر می‌آمد این لحظه، ای کاش سایه‌ی سنگین استبدادش زودتر از میان می‌رفت. او که با فتواهای مرگبارش، جوانان را به دار آویخت، اعتراض‌ها را در خون خفه کرد و آرزوهای یک ملت را به زنجیر کشید. خونخوار بود، چون از رنج مردم سیراب می‌شد؛ قاتل بود، چون هر صدایی که برای آزادی برمی‌خاست، با گلوله پاسخ می‌داد.

اما حالا، در این مرگ، امیدی زاده می‌شود. شاید این پایان یک عصر تاریک باشد، آغاز روزگاری که عدالت بر تخت بنشیند و خون‌های ریخته‌شده، بذر آزادی بکارند. دلم برای آن مادران داغ‌دیده می‌سوزد که فرزندانشان قربانی این دیکتاتور شدند، اما حالا می‌توانند نفس راحتی بکشند. مرگش نه پایان، بلکه آغاز است – آغاز حسابرسی تاریخ از جنایتکاران.

ای ایران، برخیز و این لحظه را جشن بگیر، هرچند با اشک‌های شادی. او رفت، اما یاد جنایاتش ماندگار است، تا درس عبرتی برای آیندگان



In der Tiefe dunkler Nächte der Geschichte, als die Winde der Freiheit zu wehen begannen, kam die Nachricht, die die Herzen erzittern ließ: der Tod von Ali Chamenei, jenem blutrünstigen Mörder, der jahrelang auf dem Rücken der iranischen Nation saß und mit blutbefleckten Händen das Leben eines ganzen Volkes in den Abgrund stieß.

Ach, wäre dieser Moment doch früher gekommen, wäre der schwere Schatten seiner Tyrannei früher gewichen. Er, der mit seinen mörderischen Fatwas junge Menschen hängen ließ, Proteste im Blut ertränkte und die Träume einer Nation in Ketten legte. Blutdürstig war er, denn er labte sich am Leid der Menschen; ein Mörder war er, denn jede Stimme, die für Freiheit aufbegehrte, beantwortete er mit Kugeln.

Doch nun, in diesem Tod, wird Hoffnung geboren. Vielleicht ist dies das Ende einer finsteren Ära, der Beginn einer Zeit, in der Gerechtigkeit den Thron besteigt und das vergossene Blut den Samen der Freiheit sät. Mein Herz brennt für jene trauernden Mütter, deren Kinder diesem Diktator zum Opfer fielen – doch nun können sie endlich frei atmen.

Sein Tod ist nicht das Ende, sondern der Anfang – der Anfang der Abrechnung der Geschichte mit den Verbrechern.

O Iran, erhebe dich und feiere diesen Moment, und wenn es auch mit Tränen der Freude ist. Er ist gegangen, doch die Erinnerung an seine Verbrechen bleibt, als Mahnung und Lehre für die kommenden Generationen..



غزاله السادات ابطحی

Ghazalee Alsadat Abtehi 

شیران یهود

 


به تهران سلام و به ایران درود

به گا رفت شیعه به دست یهود



غزاله السادات ابطحی

Ghazalee Alsadat Abtehi 

قم؛ سید محمدرضا رضوی‌فرد از وکلای دادگستر به ۱۰ سال حبس محکوم شد

   سید محمدرضا رضوی‌فرد  از وکلای داگستری ساکن شهر قم توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران به تحمل ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شد. رای به دادگا...