Saturday, October 11, 2025

جغرافیائی سیاسی (ژئوپلیتیک)


 مفهوم ژئوپلیتیک از آن دست اصطلاحاتی است که نمیتوان یک اجماع کلی در زمینه معنا و دامنه  کارکرد آن یافت. این عدم اجماع ناشی از تنوع آرا و نظریاتی است که در حول این مفهوم شکل‌گرفته است.

در جایگاه علمی

هرکدام از این دیدگاه‌ها ریشه در یکی از رشته های علمی و البته مکاتب فکری مختلفی دارند.

از این نظر نه‌ تنها با یکدیگر تفاوت دارند، بلکه در مواردی از نظر روش شناسی و فکری کاملاً در برابر یکدیگر قرار میگیرند.

از نظر غیر علمی

در کنار رویکردهای علمی، شاهد حضور دیدگاه‌هایی غیردانشگاهی (نه لزوماً غیرعلمی) در مورد این مفهوم هستیم.

این دیدگاه‌ها بیش از همه با دو گروه از افراد شناخته می­‌شود:

نخست: سیاست مداران و دیپلمات های حرفه ای

دوم: روزنامه نگاران و کارشناسان رسانه ای

این دو گروه به یاری سال‌ها تجربه در زمینه فعالیت‌های سیاسی و رسانه‌ای در زمینه سیاست بین الملل و رقابت های جهانی به چنان سطحی از پختگی می‌رسند.

به سطحی که دیدگاه های آنها از یک جامعیت قابل‌ قبول برای مخاطبان غیرمتخصص برخوردار میشود.

نه تنها مورد بالا بلکه در موارد متعددی باعث به‌ وجود آمدن مباحث و مجادلات گوناگونی در محیط های آکادمیک می شوند.

ژئوپلیتیک اصطلاحی پیچیده

این معرفی کوتاه نشان میدهد که از نظر مفهومی ما با یک اصطلاح بسیار پیچیده، پرکاربرد و درعین‌ حال مناقشه برانگیز روبه‌رو هستیم.

اصطلاحی که ادراک صحیح آن در قرن حاضر نیازمند سطح بسیار بالایی از خردورزی بی طرفانه است.

برای درک صحیح این موضوع و آشنایی با این رویکردها و نگرشهای مختلف نیاز داریم که به گذشته سفر نماییم.

با سفر در گذشته در یک‌ روند تاریخی به تشریح مباحث مختلف پیرامون ژئوپلیتیک بپردازیم.

ژئوپلیتیک در تاریخ

واژه ژئوپلیتیک برای نخستین‌ بار در سال 1899 میلادی توسط رودولف کیلن محقق و سیاستمدار سوئدی به‌ صورت رسمی معرفی شد.

به‌ عنوان یک مفهوم جدید علمی معرفی شد.

معرفی آن در سال 1899 میلادی به معنای آن نبوده است که اندیشمندان اعصار گذشته با کارکردهای رقابتی عناصر و عوامل جغرافیایی آشنا نبوده اند.

سن تزو فیلسوف چینی در کتاب هنر جنگ با ترکیب علم کشورداری و مسئله رقابت چشمه هایی از دانش سنتی خود را به نمایش گذاشته بود.

در این‌ سوی جهان، فیلسوفان یونانی نظیر ارسطو با تحلیل موضوع حاکمیت، دموکراسی، شهر و مردم عناصر تأثیرگذار بر امنیت دولت شهرها را معرفی  کردند.

در خاورمیانه و دوران کمبوجیه پادشاه ایرانی با بررسی نقش جغرافیا در رقابت با پادشاهان مصر توانست خطوط مواصلاتی کارآمدی را به پشتیبانی از نیرویی رزمی خود در مصر ایجاد کند

این خطوط مواصلاتی نشان‌دهنده آگاهی او از نقش جغرافیا در رقابتهای بین المللی دوران باستان بود.

ژئوپلیتیک بعد از اسلام

در سده های میانی بعد از اسلام خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی وزیر پرآوازه همدانی در هر دوی فرایند مشارکت در حکمرانی ایلخانان مغول و نگارش کتاب  جامع التواریخ با درنظرگرفتن تاریخ، فرهنگ، مذهب، سیاست و… نخستین دیدگاه ­های انتقادی نسبت به حکمرانی بد مغولان را ثبت کرد.

در این دیدگاه ها با اغماض میتوان در آن رگه هایی از نگرش انتقادی در مسئله ژئوپلیتیک را مشاهده کرد.

قرون وسطی

پس از قرون‌وسطی و آغاز عصر روشنگری، اندیشمندانی نظیر امانوئل کانت و نیکولای ماکیاولی نخستین مباحث فلسفی را در زمینه حکمرانی و جغرافیا را مطرح کردند.

این مباحث سنگ بنای اندیشه افرادی نظیر راتزل و کیلن بر روی  این مباحث استوار  ساختند.

قرن نوزده و بیست

در پایان قرن نوزدهم و ابتدای قرن بیستم چهار خواستگاه بنیادین برای جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک ایجاد شد:

روسیه که در آن پیتر کروپوتکین مسئله قدرت، فضا و سیاست را با حقوق  شهروندی ترکیب نمود. در اثر شاخص خود به نام «تسخیر نان» مسئله رقابت و منابع غذایی را در چهارچوب  یک نگرش  اخلاقی  به مسئله گرسنگی تحلیل کرد

الیزه رکله اندیشمند فرانسوی که از دوستان پیتر  کروپوتکین بود غنای فلسفی قابل‌توجهی به رویکردهای انتقادی در جغرافیا بخشید و بر روی خطرات تکیه بر  قدرت (ژئوپلیتیک) صحه گذاشت

اندیشمندان اروپای مرکزی و شمالی به رهبری هاوسهوفر و کیلن مسئله رقابت بر سر فضا را به کانون  ژئوپلیتیک تبدیل ساختند  و  در  نهایت

محققان بریتانیایی و آمریکایی  که به رهبری مکیندر بریتانیایی  و آلفرد تایر  ماهان آمریکایی مسئله رقابت ها و تقابل های نظامی را برای تسلط بر فضا صورت بندی  کردند

تضاد نگرش در سال 1945

این تضاد نگرشها در سه دهه منتهی به سال 1945 با به حاشیه رانده‌ شدن رویکردهای انتقادی کروپوتکین و رکله توسط پیروان کیلن، هاوسهوفر، مکیندر و ماهان ادامه داشت.

تا اینکه با برگزاری دادگاه نورنبرگ و متهم شدن هاوسهوفر و محققان ژئوپلیتیک دانشگاه مونیخ اتیکت بدنامی به ژئوپلیتیک زده شد .

این مفهوم برای نزدیک به سه دهه از ادبیات رسمی و علمی جهان کنار  گذاشته شد.

مفهوم ژئوپلیتیک در دهه 1970

بااین‌وجود در دهه 1970 سه نفر از کارگزاران سیاسی ایالات متحده آمریکا به نام رابرت مک نامارا (وزیر دفاع سابق و جمهوری خواه)، هنری کیسینجر (وزیر خارجه جمهوری‌خواه) و زبیبگینو برژیسنکی (مشاور امنیت ملی دموکرات) در مناسبتهای گوناگون بر روی رقابت های ژئوپلیتیک و کارکرد ژئوپلیتیک تأکید نمودند.

به‌این‌ترتیب، یک‌بار دیگر در پایان دهه 1970 میلادی و این بار به یاری رهبران سیاسی آمریکا مفهوم ژئوپلیتیک به‌صورت گسترده ای وارد ادبیات رسانه ای و حکمرانی شد و متعاقباً اندیشمندان آکادمیک نیز وارد تحلیل و ارزیابی این  مفهوم گردیدند.

جنگ سرد و مفهوم ژئوپلیتیک

البته این  امر به معنای حذف واقعی مفهوم  ژئوپلیتیک در دوران پس از جنگ سرد  نبود، بلکه در آن دوران این  مفهوم به‌صورت عینی و ذیل عناوین دیگری و بدون اشاره مستقیم به حیات خود ادامه می داد.

در آن  دوران ریچارد هارتشورن استاد جغرافیا و کنت والتز استاد روابط بین الملل درآثار خود به‌روشنی نقش عوامل ژئوپلیتیک را در موضع کشور و روابط  بین الملل مورد  بررسی قرار دادند .

ادبیات به گسترش مکاتب فکری کلاسیک در این رشته ها و ترتیب نیروی دانشگاهی متخصص یاری می رساند.

احیای مفهوم ژئوپلیتیک

هرچند در باورعمومی از هنری کیسینجر به‌عنوان احیای کننده مفهوم ژئوپلیتیک یاد می شود، اما باید به یاد داشت که این  مفهوم نمرده بود که احیا شود. علت حساسیت عمومی نسبت به آن با مفاهیم معادل و تحلیلهای پوششی در مکاتب جغرافیایی انسانی کلاسیک و واقع گرایی در روابط بین الملل ارائه  می­شد. این موضوع نشان میدهد که از نظر فکری، فلسفی و اندیشه ورزی آمادگی، منابع و خرد لازم برای بسط و نقد این مفهوم در ابتدای 1980 میلادی آماده بود.

همین آمادگی بود که این اصطلاح به‌ سرعت به یکی از پرکاربردترین مفاهیم در حوزه امنیت، اقتصاد، سیاست و رسانه تبدیل  شد. این تاریخچه نشان‌دهنده اهمیت مناقشه برانگیزترین مفهوم در جغرافیا است. برخی آن را علم، برخی آن را شبه علم و برخی از آن با عنوان یک مفهوم با قابلیت بسط گسترده یاد می ­کنند.

گروهی نیز بر آن عنوان گفتمان  گذاشتند.

این نوع نگرش که باعث شد که هیچ تعریف و ادراک واحدی از ژئوپلیتیک موجود نباشد.

به همین خاطر مباحث پیرامون آن از قطعیت علوم مبتنی بر اثبات گرایی  مبرا باشد.

در تعریف، مباحث و روش شناسی ژئوپلیتیک به کمال نرسیده است.

جایگاه خود را درعلوم سیاسی و سیاست بین الملل به‌ درستی یافت.

جایگاه ژئوپلیتیک در مباحث رسانه‌ای

مهم‌ترین علتی که باعث شد تا ژئوپلیتیک از جایگاه قابل‌ توجهی در مباحث رسانه­ ای، تحلیلی و امور بین الملل برخوردار گردد:

آن است که ادبیات علمی مرتبط با این مفهوم زمینه مناسبی را برای تحلیل تعداد قابل‌توجهی از امور مرتبط با اقتصاد، سیاست، فرهنگ، امنیت، رسانه، حکمرانی، دیپلماسی و مسائل زیست محیطی را فراهم می کنند.

در نتیجه این غنای مباحث علمی، مفهوم ژئوپلیتیک یک فرصت قابل‌توجه برای هر دوی  تحلیل گران و مخاطبان تحلیل های ژئوپلیتیکی فراهم کرده است.

 فرصتی که با دقت و ادراک رابطه علت و معلولی نگاه عمیق وعالمانه ای از موضوعات مهم ملی، منطقه ای و جهانی به  دست بیاورند.

همچنین چشم انداز به نسبت قابل‌تصور و درکی را از روندهای حاکم بر سیاست، اقتصاد و امنیت بین الملل  ترسیم  کنند.

این غنای تحلیل در موضوع ژئوپلیتیک که دامنه آن از مباحثی  نظیر رقابت های  منطقه ای، منابع زیست محیطی و طبیعی، تجارت  بین الملل، جنگ و رقابت های  منطقه ای تا مباحث انسانی نظیر مهاجرت و روندهای جمعیتی تداوم  پیدا می کند.

یک فرصت بی نظیر به وجود می آورد تا:

هر سه گروه محققان، کارگزاران حکومتی و شهروندان فعال در حوزه های اقتصادی در فرایندهای تصمیم گیری و برنامه ریزی خود با به‌کاربستن رویکردهای عالمانه سطوح بالایی از کارایی را از خود به نمایش بگذارند.

این کارایی هنگامی محقق خواهد شد که درک درستی از عناصر تشکیل‌دهنده مفهوم ژئوپلیتیک وجود داشته باشد.

باید یادآور شد که یک توافق فراگیر در مورد تعریف این مفهوم وجود ندارد. با این وجود بخش قابل‌ توجهی از تحلیل ها بر روی رابطه سه عنصر سیاست، قدرت، و جغرافیا قوام‌ یافت.

رابطه قدرت، سیاست و جغرافیا با ژئوپلیتیک

رابطه متقابل و هم‌زمان این سه عنصر همان گونه که باعث پیدایش یک  موضوع ژئوپلیتیک  می ­گردد.

تعیین کننده روندها در محیط ها، سرزمین ها و دوره های زمانی  مختلف است. در اینجا هرکدام از این  سه عنصر  طیف متنوعی از موضوعات جانبی نظیرسیاست اقتصادی، نظامی، امنیتی، فرهنگی و سیاسی؛ قدرت اقتصادی، نظامی، دیپلماسی، فرهنگی، سخت، نرم، فناورانه؛ و جغرافیای جمعیت، منابع، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، و… را شامل  می شود.

به بیان  دیگر ژئوپلیتیک یک مفهوم پیچیده برای ساده سازی  اموری  پیچیده تر که هر روز در پیرامون انسان  معاصر رخ میدهد. این رخ دادها اموری  نظیر روابط  بین الملل، رقابت های  منطقه ای، همکاری های منطقه ای، رقابت های ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک، روندهای جاری، و… می گردد که باعث می گردد  دامنه پوشش تحلیلی  ژئوپلیتیک به‌قدری گسترش  یابد که بتواند برای بسیاری از امور یک تحلیل قابل‌توجه ارائه دهد.

دو دسته تحلیل ژئوپلیتیک

تحلیل های ژئوپلیتیک در اینجا شامل دودسته از مباحث می گردند که درنهایت یا برای پرسش ها و مسائل جاری یک پاسخ قابل‌قبول ارائه میدهند، و یا با بررسی این موضوعات و پرسش های جاری به طراحی پرسشهای جدید و جامعی میپردازند که ادراک آن ها می تواند در فرایندهای تصمیم سازی بخش های دولتی و خصوصی تأثیرگذار باشد.

ghazalee alsadat abtehi

غزاله السادات ابطحی

No comments:

Post a Comment

انقلاب شیر و خورشید ایران

  ‏این که از شعارهای دانشگاه متعجب شدند به علت پرت بودن از واقعیت‌های جامعه‌ست؛ وگرنه چندان جای تعجب نداشت که در دانشگاه همان شعارهایی سر دا...