Friday, October 24, 2025

کنوانسیون منع شکنجه و آنچه عملا در ایران اتفاق می افتد

 کنوانسیون ۱۹۸۴ منع شکنجه — و آنچه در ایران عملاً رخ می‌دهد: بررسی نقض‌ها، شواهد و مسئولیت حکومت

 

 

خانم‌ها و آقایان،

سلام و سپاس از حضورتان. امروز می‌خواهم با زبانی صریح و مستند نشان دهم که چگونه عملکردهای نهادهای حاکم در ایران در تضاد آشکار با اصول بنیادی کنوانسیون بین‌المللی علیه شکنجه قرار دارد — و چرا این مسئله فقط «موضوع حقوقی» نیست، بلکه بحران اخلاقی و سیاسی است که لازم است فعالان و جامعه بین‌المللی آن را پیگیری کنند.

 

 

۱) معیارِ مقایسه — چه چیز را اندازه می‌گیریم؟

 

کنوانسیون ۱۹۸۴ شکنجه را به‌طور مشخص جرم‌انگاری می‌کند، هر وضعیت استثنائی را برای توجیه شکنجه مردود می‌داند، استفاده از اقرارهای اجباری را ممنوع می‌کند، و دولت‌ها را ملزم به تحقیق مستقل، تعقیب مرتکبان و جبران خسارت قربانیان می‌نماید. این چهارچوب، معیارِ ماست.

 

 

۲) شواهد مستند از نقض سیستماتیک در ایران — (مهم؛ مستند به گزارش‌های بین‌المللی)

1.یافته‌های مأموریت حقیقت‌یاب سازمان ملل: مأموریت مستقل سازمان ملل در بررسی پرونده اعتراضات پس از مرگ مهسا امینی به روشنی گزارش داده که دولت ایران مرتکب «قتل، بازداشت‌های خودسرانه، شکنجه، تجاوز و رفتارهای دیگر» شده است و بسیاری از این اعمال «به سطح جنایات علیه بشریت» می‌رسند. این یافته‌ها نشان می‌دهد که با الگوی «گسترده و سیستماتیک» مواجه‌ایم، نه موارد منفرد.  

2.گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری درباره شکنجه و آزار جنسی: دیده‌بان حقوق بشر و عفو بین‌الملل مستند کرده‌اند که نیروهای امنیتی هنگام سرکوب اعتراضات از شکنجه‌های فیزیکی و جنسی علیه بازداشت‌شدگان استفاده کرده‌اند، و بسیاری از اقرارهای مورد استناد در محاکم، تحت فشار یا شکنجه اخذ شده‌اند.  

3.مجازات‌های بدنی و پرونده‌های «قطع انگشت»: مواردی از برنامه‌ریزی و اجرای حکم قطع انگشت به‌عنوان کیفر قضایی گزارش شده — احکامی که پس از محاکمات «نابرابر» و بر پایه‌ی اقرارهای «تحت شکنجه» صادر شده‌اند؛ عفو بین‌الملل این مجازات‌ها را «شکنجه و رفتار غیرانسانی» توصیف کرده و خواهان توقف و پاسخگویی شده است.  

4.افزون بر این؛ اعدام‌ها، مرگ در بازداشت و فقدان شفافیت: گزارش‌های سازمان ملل و آمارهای بین‌المللی نشان می‌دهند که ایران در سال‌های اخیر صدها اعدام انجام داده است، از جمله مواردی که شواهدی درباره استفاده از اعترافات اجباری یا محاکمات ناعادلانه وجود دارد.  

 

 

۳) تحلیل: چرا این‌ها «نقض سیستماتیک» است و نه «خطای فردی»؟

 

سه نکته کلیدی:

گستردگی و الگو: گزارش‌های مستقل نشان می‌دهد رفتارها محدود به یک بازداشت یا یک زندان نیست؛ مشابهت روش‌ها و پیامدها در شهرستان‌ها و در پرونده‌های متعدد الگوی سیستماتیک را اثبات می‌کند.  

نهادینه شدن رویه‌ها: استفاده مکرر از اقرارهای اجباری، محرومیت دسترسی به وکیل در مراحل اولیه، و صدور احکام بدنی نشان‌دهنده وجود رویه‌هایی است که یا مورد حمایت سازوکارهای حکومتی‌اند یا لااقل با چشم بسته انجام می‌شوند.  

فقدان تحقیق مستقل و مجازات مسئولان: سازمان‌های بین‌المللی مکرراً از نبود تحقیقات بی‌طرفانه و مجازات مرتکبان خبر داده‌اند؛ وقتی سازوکار داخلی پاسخگو نیست، وضعیت به «مصونیت» و تکرار نقض‌ها می‌انجامد.  

 

این سه بند در کنار هم نشان می‌دهد ما با یک مشکل ساختاری مواجه‌ایم: نه فقط خشونت‌های پراکنده، بلکه نظام‌مند بودن استفاده از شکنجه و رفتارهای غیرانسانی.

 

 

۴) پیامدها — برای کشور و برای جامعه مدنی

برای قربانیان: شکنجه آثار جسمی و روانی بلندمدت دارد؛ دسترسی به عدالت و جبران تقریباً قطع شده است.

برای جامعه: ترس، خودسانسوری، فروپاشی اعتماد به نهادهای قضایی و امنیتی، و تضعیف فضای مدنی.

برای اعتبار بین‌المللی ایران: گزارش‌ها از جنایات علیه بشریت و اجرای مجازات‌های بدنی اعتبار بین‌المللی ایران را زیر سؤال می‌برد و می‌تواند عواقب حقوقی و سیاسی به همراه آورد.  

 

 

۵) تکلیف و خواسته‌های حقوقی و فعالان — چه باید کرد؟

 

این قسمت برای ما فعالان و مدافعان حقوق بشر حیاتی است؛ خواسته‌ها باید مشخص، عملی و مبتنی بر حقوق بین‌الملل باشد:

1.فشار برای پذیرش نظارت بین‌المللی: ایران باید به کنوانسیون علیه شکنجه بپیوندد و با سازوکارهای تحقیقاتی و بازدیدی همکاری کند؛ نظارت مستقل، اولین قدم برای پایان‌بخشیدن به مصونیت است.  

2.مطالبه‌ی تحقیقات مستقل و علنی در همه موارد مرگ در بازداشت و ادعاهای شکنجه، با حضور ناظران بین‌المللی و حفاظت از شهود.  

3.حمایت از قربانیان: فراهم کردن امکان شکایت ایمن، جبران واقعی و درمان‌های روانی-پزشکی برای آسیب‌دیدگان.

4.وقفه‌ناپذیریِ فشار بین‌المللی و مستندسازی: مستندسازی منظم، ارسال شکایات به نهادهای بین‌المللی، و پیگیری قضایی و تحریم‌های هدفمند علیه مسئولان حقوق بشر که در نقض‌ها نقش دارند.

 

۶) جمع‌بندی — از موضع حقوقی

 

کنوانسیون ۱۹۸۴ روشن و بی‌پرده است: شکنجه مطلقاً ممنوع است. شواهدی که امروز در اختیار داریم نشان می‌دهد که نهادهای حاکم در ایران نه تنها در مقابله با شکنجه ناکام بوده‌اند، بلکه در موارد متعددی روش‌هایی را به کار بسته‌اند که مطابق با تعریف بین‌المللی شکنجه است و در مواردی می‌تواند عنوان «جرم علیه بشریت» را پیدا کند.  

 

ما به‌عنوان فعالان حقوق بشر مسئولیم که این مستندات را به زبان حقوقی تیز کنیم، از زبان قربانیان دفاع کنیم، و ساختارهای بین‌المللی را برای پاسخگویی واقعی فعال نگه داریم. سکوت یا نرمش برابر است با مشارکت در تداوم مصونیت. این پیامِ اخلاقی و حقوقی ماست: پایان دادن به شکنجه، خواسته‌ای حقوقی و غیرقابل مذاکره است.

 

 

غزاله السادات ابطحی

 

افشای یک فساد دیگر از امام جمعه تهران

   افشای یک فساد دیگر از امام جمعه تهران: به جیب زدن اجاره ماهانه یک میلیارد تومانی هتل «جهان» مشهد

کیهان لندن – یاشار سلطانی روزنامه‌نگار در ایران که اسفندماه گذشته اسنادی درباره زمین‌خواری کاظم صدیقی منتشر کرده بود، اسناد دیگری را درباره واریز اجاره ماهانه یک هتل در مشهد بطور مستقیم به حساب متعلق به کاظم صدیقی و پسرش مطرح کرده است.

یاشار سلطانی نوشته «فعالیت‌های مرتبط با «حوزه‌ علمیه امام خمینی» در ازگل به ریاست آقای صدیقی با حساب‌های شخصی ایشان و پسرشان ارتباط مستقیمی دارد.»

یاشار سلطانی نوشته اسناد تازه نشان می‌دهد که «درآمدهای حاصل از یکی از دارایی‌های ارزشمند «حوزه‌ علمیه امام خمینی» تهران بجای واریز به حساب این حوزه علمیه یا مرکز خدمات حوزه علمیه، به حساب موسسه‌ای واریز می‌شود که همه کاره‌ی آن «کاظم صدیقی» و پسرش «محمد مهدی صدیقی» است.»

بر اساس اسناد منتشر شده در وبسایت یاشار سلطانی، «هتل جهان» در مشهد که سال ۱۳۹۳ از سوی خیّرین به «حوزه علمیه امام خمینی» تهران در ازگل به مدیریت کاظم صدیقی واگذار شد تا از درآمدهای آن برای حوزه‌ی علمیه و هزینه‌های آموزشی و دینی این حوزه استفاده شود، به یکی از منابع سوء استفاده مالی و فساد اقتصادی امام جمعه تهران تبدیل شده است.

این اسناد نشان می‌دهد سه ماه پیش «حوزه‌ علمیه امام خمینی» تهران طی قراردادی با بانک ملت، بهره‌برداری از هتل ۶۵ واحدی «جهان» را به مدت ۳ سال به این بانک واگذار کرده و اجاره ماهیانه یک میلیارد تومانی برای این هتل سه ستاره واقع در خیابان «امام رضا» ۱۰ مشهد در نظر گرفته شده است.

به نوشته یاشار سلطانی «از آنجایی که تمام صد درصد سهام این هتل به مدرسه علمیه امام خمینی تهران انتقال یافته است طبیعتا هرگونه قرارداد هم باید با این مدرسه منعقد شده و درآمدهای حاصل از این محل هم به حساب حوزه‌ی علمیه امام خمینی تهران واریز شود اما نکته‌ی عجیب در این میان واریز اجاره این هتل به حسابی غیر از حساب حوزه‌ی علمیه است.»

«موسسه پژوهشی آموزشی اندیشه‌های امام خمینی» نام موسسه‌ای شخصی و بدون وابستگی به حوزه علمیه ازگل است که توسط کاظم صدیقی و چند نفر دیگر از جمله پسرش «محمد مهدی» تأسیس شده است.

ریاست این موسسه بر عهده‌ی کاظم صدیقی است و در آخرین تغییرات ثبت شده‌ی این موسسه که در «روزنامه رسمی» کشور به ثبت رسیده آمده که: «امضای کلیه قراردادها و اسناد مالی تعهدآور (چک سفته) و ترازهای موسسه توسط محمد مهدی رجبی صدیقی به همراه امضا رییس موسسه یعنی کاظم صدیقی و مهر موسسه انجام می گیرد.»

اسناد همچنین نشان می‌دهد که طی قرارداد اجاره هتل جهان مشهد با بانک ملت، به شماره حساب «موسسه پژوهشی آموزشی اندیشه‌های امام خمینی» نزد بانک شهر شعبه بلوار ارتش که حق امضای آن به کاظم صدیقی و محمد مهدی صدیقی داده شده و اجاره یک میلیاردی به این حساب واریز می‌شود و خبری از شماره حساب «حوزه علمیه امام خمینی» تهران در این زمینه نیست.

این روزنامه‌نگار نوشته مشخص نیست وجوه حاصل از اهدای هتل به حوزه علمیه که قرار بود صرف هزینه‌های آموزشی و دینی طلاب حوزه گردد، چگونه در حساب موسسه شخصی و حساب کاظم صدیقی و پسرش واریز می‌شود! این دومین رسوایی امام جمعه تهران و رئیس ستاد امر به معروف و نهی از منکر در یک ماه گذشته است. بر اساس اطلاعات منتشر شده از سوی یاشار سلطانی «حوزه علمیه امام خمینی» در منطقه ازگل تهران که تحت تولیت آیت‌الله صدیقی اداره می‌شود، باغی به مساحت ۴۲۰۰ متر داشته است که قیمت روز آن، حدود ۱۰۰۰ میلیارد تومان برآورد می شود. آبان‌ماه امسال، شرکتی به نام «موسسه غیرتجاری پیروان اندیشه‌های قائم» ثبت می‌شود و بعد از آن، اسناد مالکیت این باغ باارزش به نام این شرکت می‌شود. مالکان این شرکت آیت‌الله صدیقی و چند تن از پسران و دوستان او هستند و عروس‌اش نیز بازرس شرکت است. «حوزه علمیه امام خمینی» معروف به حوزه علمیه ازگل ۲۰ سال پیش در زمینی به مساحت ۲۰ هزار مترمربع در نزدیکی تجریش تهران تأسیس شد که بیشتر زمین‌های این مجموعه متعلق به سازمان اوقاف و شهرداری تهران بوده و تولیت آن از ابتدا تا کنون با آیت‌الله کاظم صدیقی بوده است.

بعد از این افشاگری، کاظم صدیقی مدعی شد که امضای او جعل شده و اساسا از وجود چنین موسسه و معامله‌ای بی‌خبر بوده است. امام جمعه تهران در نامه‌ای به دادستان کل کشور حتی خواستار برخورد قضایی با فرد معتمدی شده که امضای او را جعل کرده است.

«حوزه علمیه امام خمینی» با صدور دو اطلاعیه مطالبی ضد و نقیض را مطرح کرد اما تأیید کرد که کاظم صدیقی خودش برای امضای سند انتقال زمین به دفترخانه رفته است. در اطلاعیه نخست «حوزه علمیه امام خمینی» ادعا شده بود موسسه‌ی متعلق به کاظم صدیقی و پسرانش به اسم حوزه شده و تأکید شده بود که موسسه «تحت مالکیت مطلق» حوزه است که با این حساب، زمین هم به حوزه برگشته است.

در این اطلاعیه آمده بود «متعاقب احراز اشکالات شکلی در تنظیم اساسنامه حسب دستور تولیت محترم در آذر ماه سال جاری نسبت به تشکیل مجمع و تنظیم صورتجلسه‌ای به طور فوق العاده جهت خروج افراد مبحوث عنه از موسسه معمول گردد که در این راستا در تاریخ ۱۴۰۲/۹/۴ به موجب صورت جلسه مجمع عمومی فوق العاده موسسه کلیه افراد موسس از موسسه خارج شده و کلیه سهام و مالکیت موسسه تحت مالکیت حوزه علمیه امام خمینی قرار گرفته که اقدامات مقتضی در خصوص ثبت صورتجلسات در اداره ثبت شرکت‌ها نیز معمول گردیده است و موسسه پیروان اندیشه‌های قائم، تحت مالکیت مطلق مدرسه علمیه امام خمینی بوده و کلیه منافع این موسسه متعلق به مدرسه مذکور می‌باشد.» در اطلاعیه دوم آمده بود که «در آبان‌ماه ۱۴۰۲، فردی که سال‌ها امین مجموعه حوزه بوده» در فرآیند ثبت اساسنامه این موسسه «امضای تولیت محترم و برخی دیگر از اعضا جعل و اساسنامه‌ای با عنوان غیرتجاری اما با شرح وظایف تجاری و با سهام افراد حقیقی، برای این موسسه تنظیم و ثبت می‌گردد.»

در این بیانیه آمده بود که بعد از ثبت موسسه مذکور با عنوان «موسسه غیرتجاری پیروان اندیشه‌های قائم» ، تولیت حوزه، یعنی شخص آقای صدیقی «با اعتماد به فرد مذکور در تنظیم اساسنامه بر مبنای توافقات و خط مشی تعریف شده، با حضور در دفترخانه، سند بخشی از زمین حوزه را به موسسه مذکور منتقل نموده و آن را امضا» کرده است.

این در حالیست که کاظم صدیقی از چنین انتقال سندی ابراز بی‌اطلاعی کرده و مدعی شده بود امضایش جعل شده است. هرچند اطلاعات افشا شده از این فساد نشان می‌داد امضای انتقال سند در ساعت ۱۰:۳۰ صبح روز ۱۹ آذر ۱۴۰۲ در حوزه ثبت ملک شمیران انجام شده است.

با وجود قطعی شدن زمین‌خواری و فساد مالی کاظم صدیقی او پس از کمتر از یک ماه از سوی «شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه» و با نظر مثبت علی خامنه‌ای به عنوان امام جمعه هفته گذشته تهران پای منبر رفت.

کاظم صدیقی در خطبه‌های نماز جمعه با بیان اینکه «دشمن نمی تواند ما را از چشم یکدیگر بیاندازد» گفت: «در این فضای تند برخاسته از بیرون همه دشمنان هم‌صف شدند اما نتوانستند هیچ اثری در اراده شما داشته باشند؛ لذا به دلیل این ایستادگی از همه شما تشکر می‌کنم. برای افرادی که از این طلبه که هیچ است و هیچ افتخاری جز سربازی امام امت ندارد، از آبروی خود مایه گذاشتند و از بنده دفاع کردند دعا می‌کنم همیشه سرافزار باشند.» او در بخش دیگری از خطبه‌های نماز جمعه که به خودش اختصاص داده بود گفت: «از اینکه در این چند روز اخیر شبکه‌های مجازی که قتلگاه جوانان و مسلخ آبروها شده‌اند این طلبه و سرباز ناچیز امام زمان، رهبری و مردم را بهانه قرار دادند و در اثر یک غفلت باعث شدند اینقدر مردم عزیز ما دلشان شکست و وقتی ما را می‌دیدند گریه می‌کردند،‌ از اینکه باعث شدم این همه به شما هجمه شد عذرخواهی می‌کنم و از خانواده بزرگ مردم ایران و پدر این خانواده رهبر معظم انقلاب اسلامی عذرخواهی می‌کنم.»

ghazalee alsadat abtehi

غزاله السادات ابطحی

Wednesday, October 15, 2025

روز جهانی بدون خشونت

 


بسم انسان.
بسم قلبی که آفریده شد تا عشق بورزد، نه تا زخمی بزند.


خشونت، سایه‌ای است که از آغاز تاریخ تا امروز، بر چهره‌ی انسان مانده است.
از زمانی که نخستین انسان، برادر خود را در دشت‌های خاموش زمین کشت، تا امروز که جنگ، فقر و نفرت در چهره‌ی تمدن پنهان شده‌اند.

۲ اکتبر، سالروز تولد مهاتما گاندی است؛ مردی که با دستان خالی و قلبی سرشار از ایمان، در برابر امپراتوری‌ای ایستاد که با زور و اسلحه حکومت می‌کرد.
او جهان را به این حقیقت ساده آگاه کرد که قدرت واقعی، در مهربانی است؛ نه در خشونت.
اما بپرسیم:
آیا ما از گاندی چیزی آموخته‌ایم؟
آیا امروز، جهان آرام‌تر، انسانی‌تر، و عادلانه‌تر شده است؟

نگاه کنید —
جنگ هنوز ادامه دارد،
فقر هنوز نفس می‌گیرد،
زنان هنوز سرکوب می‌شوند،
کودکان هنوز آواره‌اند،
و هنوز، عدالت در بسیاری از جاها، نه با عشق، بلکه با اعدام معنا می‌شود.

ما هنوز در جهانی زندگی می‌کنیم که در آن، مرگ می‌تواند «قانونی» باشد و خشونت می‌تواند «عادی» جلوه کند.
اما خشونت، هیچ‌گاه عادی نیست.
خشونت، شکست انسان است؛ شکست عقل، وجدان و انسانیت.



خشونت فقط در میدان جنگ نیست.
خشونت در چهره‌های خاموشی است که هر روز از کنارشان می‌گذریم.
در چشمان پناهجویی که سه سال است منتظر جواب پرونده‌اش مانده.
در مادری که میان مرزها کودکش را در آغوش گرفته و نمی‌داند فردا کجاست.
در کارگری که ماه‌هاست دستمزدش پرداخت نشده،
در زنی که صدایش را کسی نمی‌شنود،
در کودکی که به خاطر رنگ پوست یا لهجه‌اش در مدرسه مسخره می‌شود.

خشونت، گاهی مشت است؛
گاهی بی‌تفاوتی است.
گاهی فریاد است؛
گاهی سکوت.

وقتی انسان‌ها یاد می‌گیرند رنج دیگران را نبینند،
وقتی رسانه‌ها از درد انسان‌ها عبور می‌کنند چون «خبر داغ‌تری» پیدا شده،
وقتی سیاستمداران به جای درمان ریشه‌های خشونت، فقط با ظواهرش مبارزه می‌کنند،
آن‌وقت خشونت در تار و پود زندگی روزمره می‌نشیند.



دوستان،
در قرن بیست‌ویکم، ما هنوز در جهانی زندگی می‌کنیم که به جای مدرسه، زندان می‌سازد؛
به جای آموزش، اسلحه می‌فروشد؛
به جای گفت‌وگو، دیوار می‌کشد؛
و به جای بازپروری، اعدام می‌کند.

اعدام — آن شکل رسمی و دولتی خشونت — شاید آرامش موقتی به جامعه بدهد،
اما حقیقت این است که هیچ جامعه‌ای با کشتن انسان‌ها به امنیت نمی‌رسد.
خشونت، خشونت می‌زاید.
تنها آموزش، عدالت و عشق می‌تواند زخمی را درمان کند که با زور و مرگ، فقط عمیق‌تر می‌شود.

بیایید صادق باشیم:
ما در جهانی زندگی می‌کنیم که گاه قربانی را مقصر می‌داند، و ظالم را «قانون».
در جهانی که مهاجر را تهدید می‌بیند، نه انسانی در جستجوی پناه.
در جهانی که ثروتمندان از خشونت ساختاری سود می‌برند و فقرا تاوانش را می‌دهند.

خشونت، شکل‌های بی‌شماری دارد.
در خانه، وقتی عشق جایش را به تحقیر می‌دهد.
در مدرسه، وقتی تفاوت‌ها مسخره می‌شوند.
در سیاست، وقتی انسان‌ها عدد و آمار می‌شوند.
در زندان‌ها، وقتی امید از میان می‌رود.
در جهان، وقتی صدای جنگ از صدای صلح بلندتر است.



اما با همه‌ی این‌ها، من باور دارم که هنوز می‌توان ایستاد.
چرا که در هر نقطه از این زمین، کسانی هستند که هنوز نه می‌کشند، نه می‌سوزانند، بلکه می‌سازند.
کسانی که در دل تاریکی، شمعی روشن می‌کنند —
آموزگاری که در روستایی دورافتاده درس عشق می‌دهد،
پزشکی که بی‌مزد به پناهندگان خدمت می‌کند،
هنرمندی که حقیقت را به زبان تصویر فریاد می‌زند،
و انسانی که به جای انتقام، بخشش را انتخاب می‌کند.

این‌ها پیام‌آوران صلح‌اند.
آن‌ها ثابت کرده‌اند که مهربانی، سادگی نیست؛ شجاعت است.
شجاع‌ترین انسان‌ها کسانی‌اند که در برابر خشونت، دست‌هایشان را برای آشتی دراز می‌کنند.



دوستان،
اگر می‌خواهیم جهانی بدون خشونت بسازیم،
باید از خودمان آغاز کنیم.
از درونِ خانه‌هایمان، از حرف‌هایمان، از نگاه‌هایمان.

خشونت، با سلاح پایان نمی‌یابد؛
با آگاهی پایان می‌یابد.
با آموزش، با گفت‌وگو، با عدالت اجتماعی، با احترام به کرامت انسانی.

جهان بدون خشونت یعنی جهانی که در آن،
کسی به خاطر باورش سرکوب نمی‌شود،
کسی به خاطر ملیتش تحقیر نمی‌شود،
کسی به خاطر فقر، از زندگی بازنمی‌ماند،
و هیچ دولتی، هیچ قانونی، حق گرفتن جان را برای خود قائل نمی‌شود.

بیایید به یاد بیاوریم که ما فرزندان یک زمینیم، نه دشمنان یکدیگر.
دین‌ها، زبان‌ها، رنگ‌ها و ملت‌ها، فقط لباس‌های گوناگون انسانیت‌اند؛
در زیر این لباس‌ها، همه یکسان می‌تپیم —
با قلب‌هایی که در آرزوی صلح و عشق زاده شده‌اند.



در پایان،
می‌خواهم بگویم که روز جهانی بدون خشونت، فقط یک روز در تقویم نیست.
یک یادآوری است؛
یادآوری اینکه هر روز، در هر تصمیم کوچک،
می‌توانیم خشونت را بازتولید کنیم — یا پایان دهیم.

هر بار که قضاوت نمی‌کنیم،
هر بار که سکوت نمی‌کنیم،
هر بار که دست کسی را می‌گیریم به جای آنکه بر او فریاد بزنیم،
جهان را اندکی مهربان‌تر کرده‌ایم.

گاندی گفت:

«تو باید همان تغییری باشی که می‌خواهی در جهان ببینی.»

بیایید آن تغییر باشیم.
بیایید جهانی بسازیم که در آن، عشق جای نفرت را بگیرد،
و انسان بودن، دوباره ارزشمند شود.

روز جهانی بدون خشونت، یادآور این است که صلح، رؤیا نیست —
انتخاب است.
و هر یک از ما، توان آن را داریم که انتخاب کنیم:
می‌خواهیم بخشی از چرخه‌ی خشونت باشیم،
یا آغازگر زنجیره‌ی صلح.

من باور دارم که هنوز می‌توان انتخاب کرد.
باور دارم که هنوز می‌شود از خاکستر نفرت، گل مهربانی رویاند.
باور دارم که هنوز می‌شود انسان بود.

Saturday, October 11, 2025

جغرافیائی سیاسی (ژئوپلیتیک)


 مفهوم ژئوپلیتیک از آن دست اصطلاحاتی است که نمیتوان یک اجماع کلی در زمینه معنا و دامنه  کارکرد آن یافت. این عدم اجماع ناشی از تنوع آرا و نظریاتی است که در حول این مفهوم شکل‌گرفته است.

در جایگاه علمی

هرکدام از این دیدگاه‌ها ریشه در یکی از رشته های علمی و البته مکاتب فکری مختلفی دارند.

از این نظر نه‌ تنها با یکدیگر تفاوت دارند، بلکه در مواردی از نظر روش شناسی و فکری کاملاً در برابر یکدیگر قرار میگیرند.

از نظر غیر علمی

در کنار رویکردهای علمی، شاهد حضور دیدگاه‌هایی غیردانشگاهی (نه لزوماً غیرعلمی) در مورد این مفهوم هستیم.

این دیدگاه‌ها بیش از همه با دو گروه از افراد شناخته می­‌شود:

نخست: سیاست مداران و دیپلمات های حرفه ای

دوم: روزنامه نگاران و کارشناسان رسانه ای

این دو گروه به یاری سال‌ها تجربه در زمینه فعالیت‌های سیاسی و رسانه‌ای در زمینه سیاست بین الملل و رقابت های جهانی به چنان سطحی از پختگی می‌رسند.

به سطحی که دیدگاه های آنها از یک جامعیت قابل‌ قبول برای مخاطبان غیرمتخصص برخوردار میشود.

نه تنها مورد بالا بلکه در موارد متعددی باعث به‌ وجود آمدن مباحث و مجادلات گوناگونی در محیط های آکادمیک می شوند.

ژئوپلیتیک اصطلاحی پیچیده

این معرفی کوتاه نشان میدهد که از نظر مفهومی ما با یک اصطلاح بسیار پیچیده، پرکاربرد و درعین‌ حال مناقشه برانگیز روبه‌رو هستیم.

اصطلاحی که ادراک صحیح آن در قرن حاضر نیازمند سطح بسیار بالایی از خردورزی بی طرفانه است.

برای درک صحیح این موضوع و آشنایی با این رویکردها و نگرشهای مختلف نیاز داریم که به گذشته سفر نماییم.

با سفر در گذشته در یک‌ روند تاریخی به تشریح مباحث مختلف پیرامون ژئوپلیتیک بپردازیم.

ژئوپلیتیک در تاریخ

واژه ژئوپلیتیک برای نخستین‌ بار در سال 1899 میلادی توسط رودولف کیلن محقق و سیاستمدار سوئدی به‌ صورت رسمی معرفی شد.

به‌ عنوان یک مفهوم جدید علمی معرفی شد.

معرفی آن در سال 1899 میلادی به معنای آن نبوده است که اندیشمندان اعصار گذشته با کارکردهای رقابتی عناصر و عوامل جغرافیایی آشنا نبوده اند.

سن تزو فیلسوف چینی در کتاب هنر جنگ با ترکیب علم کشورداری و مسئله رقابت چشمه هایی از دانش سنتی خود را به نمایش گذاشته بود.

در این‌ سوی جهان، فیلسوفان یونانی نظیر ارسطو با تحلیل موضوع حاکمیت، دموکراسی، شهر و مردم عناصر تأثیرگذار بر امنیت دولت شهرها را معرفی  کردند.

در خاورمیانه و دوران کمبوجیه پادشاه ایرانی با بررسی نقش جغرافیا در رقابت با پادشاهان مصر توانست خطوط مواصلاتی کارآمدی را به پشتیبانی از نیرویی رزمی خود در مصر ایجاد کند

این خطوط مواصلاتی نشان‌دهنده آگاهی او از نقش جغرافیا در رقابتهای بین المللی دوران باستان بود.

ژئوپلیتیک بعد از اسلام

در سده های میانی بعد از اسلام خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی وزیر پرآوازه همدانی در هر دوی فرایند مشارکت در حکمرانی ایلخانان مغول و نگارش کتاب  جامع التواریخ با درنظرگرفتن تاریخ، فرهنگ، مذهب، سیاست و… نخستین دیدگاه ­های انتقادی نسبت به حکمرانی بد مغولان را ثبت کرد.

در این دیدگاه ها با اغماض میتوان در آن رگه هایی از نگرش انتقادی در مسئله ژئوپلیتیک را مشاهده کرد.

قرون وسطی

پس از قرون‌وسطی و آغاز عصر روشنگری، اندیشمندانی نظیر امانوئل کانت و نیکولای ماکیاولی نخستین مباحث فلسفی را در زمینه حکمرانی و جغرافیا را مطرح کردند.

این مباحث سنگ بنای اندیشه افرادی نظیر راتزل و کیلن بر روی  این مباحث استوار  ساختند.

قرن نوزده و بیست

در پایان قرن نوزدهم و ابتدای قرن بیستم چهار خواستگاه بنیادین برای جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک ایجاد شد:

روسیه که در آن پیتر کروپوتکین مسئله قدرت، فضا و سیاست را با حقوق  شهروندی ترکیب نمود. در اثر شاخص خود به نام «تسخیر نان» مسئله رقابت و منابع غذایی را در چهارچوب  یک نگرش  اخلاقی  به مسئله گرسنگی تحلیل کرد

الیزه رکله اندیشمند فرانسوی که از دوستان پیتر  کروپوتکین بود غنای فلسفی قابل‌توجهی به رویکردهای انتقادی در جغرافیا بخشید و بر روی خطرات تکیه بر  قدرت (ژئوپلیتیک) صحه گذاشت

اندیشمندان اروپای مرکزی و شمالی به رهبری هاوسهوفر و کیلن مسئله رقابت بر سر فضا را به کانون  ژئوپلیتیک تبدیل ساختند  و  در  نهایت

محققان بریتانیایی و آمریکایی  که به رهبری مکیندر بریتانیایی  و آلفرد تایر  ماهان آمریکایی مسئله رقابت ها و تقابل های نظامی را برای تسلط بر فضا صورت بندی  کردند

تضاد نگرش در سال 1945

این تضاد نگرشها در سه دهه منتهی به سال 1945 با به حاشیه رانده‌ شدن رویکردهای انتقادی کروپوتکین و رکله توسط پیروان کیلن، هاوسهوفر، مکیندر و ماهان ادامه داشت.

تا اینکه با برگزاری دادگاه نورنبرگ و متهم شدن هاوسهوفر و محققان ژئوپلیتیک دانشگاه مونیخ اتیکت بدنامی به ژئوپلیتیک زده شد .

این مفهوم برای نزدیک به سه دهه از ادبیات رسمی و علمی جهان کنار  گذاشته شد.

مفهوم ژئوپلیتیک در دهه 1970

بااین‌وجود در دهه 1970 سه نفر از کارگزاران سیاسی ایالات متحده آمریکا به نام رابرت مک نامارا (وزیر دفاع سابق و جمهوری خواه)، هنری کیسینجر (وزیر خارجه جمهوری‌خواه) و زبیبگینو برژیسنکی (مشاور امنیت ملی دموکرات) در مناسبتهای گوناگون بر روی رقابت های ژئوپلیتیک و کارکرد ژئوپلیتیک تأکید نمودند.

به‌این‌ترتیب، یک‌بار دیگر در پایان دهه 1970 میلادی و این بار به یاری رهبران سیاسی آمریکا مفهوم ژئوپلیتیک به‌صورت گسترده ای وارد ادبیات رسانه ای و حکمرانی شد و متعاقباً اندیشمندان آکادمیک نیز وارد تحلیل و ارزیابی این  مفهوم گردیدند.

جنگ سرد و مفهوم ژئوپلیتیک

البته این  امر به معنای حذف واقعی مفهوم  ژئوپلیتیک در دوران پس از جنگ سرد  نبود، بلکه در آن دوران این  مفهوم به‌صورت عینی و ذیل عناوین دیگری و بدون اشاره مستقیم به حیات خود ادامه می داد.

در آن  دوران ریچارد هارتشورن استاد جغرافیا و کنت والتز استاد روابط بین الملل درآثار خود به‌روشنی نقش عوامل ژئوپلیتیک را در موضع کشور و روابط  بین الملل مورد  بررسی قرار دادند .

ادبیات به گسترش مکاتب فکری کلاسیک در این رشته ها و ترتیب نیروی دانشگاهی متخصص یاری می رساند.

احیای مفهوم ژئوپلیتیک

هرچند در باورعمومی از هنری کیسینجر به‌عنوان احیای کننده مفهوم ژئوپلیتیک یاد می شود، اما باید به یاد داشت که این  مفهوم نمرده بود که احیا شود. علت حساسیت عمومی نسبت به آن با مفاهیم معادل و تحلیلهای پوششی در مکاتب جغرافیایی انسانی کلاسیک و واقع گرایی در روابط بین الملل ارائه  می­شد. این موضوع نشان میدهد که از نظر فکری، فلسفی و اندیشه ورزی آمادگی، منابع و خرد لازم برای بسط و نقد این مفهوم در ابتدای 1980 میلادی آماده بود.

همین آمادگی بود که این اصطلاح به‌ سرعت به یکی از پرکاربردترین مفاهیم در حوزه امنیت، اقتصاد، سیاست و رسانه تبدیل  شد. این تاریخچه نشان‌دهنده اهمیت مناقشه برانگیزترین مفهوم در جغرافیا است. برخی آن را علم، برخی آن را شبه علم و برخی از آن با عنوان یک مفهوم با قابلیت بسط گسترده یاد می ­کنند.

گروهی نیز بر آن عنوان گفتمان  گذاشتند.

این نوع نگرش که باعث شد که هیچ تعریف و ادراک واحدی از ژئوپلیتیک موجود نباشد.

به همین خاطر مباحث پیرامون آن از قطعیت علوم مبتنی بر اثبات گرایی  مبرا باشد.

در تعریف، مباحث و روش شناسی ژئوپلیتیک به کمال نرسیده است.

جایگاه خود را درعلوم سیاسی و سیاست بین الملل به‌ درستی یافت.

جایگاه ژئوپلیتیک در مباحث رسانه‌ای

مهم‌ترین علتی که باعث شد تا ژئوپلیتیک از جایگاه قابل‌ توجهی در مباحث رسانه­ ای، تحلیلی و امور بین الملل برخوردار گردد:

آن است که ادبیات علمی مرتبط با این مفهوم زمینه مناسبی را برای تحلیل تعداد قابل‌توجهی از امور مرتبط با اقتصاد، سیاست، فرهنگ، امنیت، رسانه، حکمرانی، دیپلماسی و مسائل زیست محیطی را فراهم می کنند.

در نتیجه این غنای مباحث علمی، مفهوم ژئوپلیتیک یک فرصت قابل‌توجه برای هر دوی  تحلیل گران و مخاطبان تحلیل های ژئوپلیتیکی فراهم کرده است.

 فرصتی که با دقت و ادراک رابطه علت و معلولی نگاه عمیق وعالمانه ای از موضوعات مهم ملی، منطقه ای و جهانی به  دست بیاورند.

همچنین چشم انداز به نسبت قابل‌تصور و درکی را از روندهای حاکم بر سیاست، اقتصاد و امنیت بین الملل  ترسیم  کنند.

این غنای تحلیل در موضوع ژئوپلیتیک که دامنه آن از مباحثی  نظیر رقابت های  منطقه ای، منابع زیست محیطی و طبیعی، تجارت  بین الملل، جنگ و رقابت های  منطقه ای تا مباحث انسانی نظیر مهاجرت و روندهای جمعیتی تداوم  پیدا می کند.

یک فرصت بی نظیر به وجود می آورد تا:

هر سه گروه محققان، کارگزاران حکومتی و شهروندان فعال در حوزه های اقتصادی در فرایندهای تصمیم گیری و برنامه ریزی خود با به‌کاربستن رویکردهای عالمانه سطوح بالایی از کارایی را از خود به نمایش بگذارند.

این کارایی هنگامی محقق خواهد شد که درک درستی از عناصر تشکیل‌دهنده مفهوم ژئوپلیتیک وجود داشته باشد.

باید یادآور شد که یک توافق فراگیر در مورد تعریف این مفهوم وجود ندارد. با این وجود بخش قابل‌ توجهی از تحلیل ها بر روی رابطه سه عنصر سیاست، قدرت، و جغرافیا قوام‌ یافت.

رابطه قدرت، سیاست و جغرافیا با ژئوپلیتیک

رابطه متقابل و هم‌زمان این سه عنصر همان گونه که باعث پیدایش یک  موضوع ژئوپلیتیک  می ­گردد.

تعیین کننده روندها در محیط ها، سرزمین ها و دوره های زمانی  مختلف است. در اینجا هرکدام از این  سه عنصر  طیف متنوعی از موضوعات جانبی نظیرسیاست اقتصادی، نظامی، امنیتی، فرهنگی و سیاسی؛ قدرت اقتصادی، نظامی، دیپلماسی، فرهنگی، سخت، نرم، فناورانه؛ و جغرافیای جمعیت، منابع، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، و… را شامل  می شود.

به بیان  دیگر ژئوپلیتیک یک مفهوم پیچیده برای ساده سازی  اموری  پیچیده تر که هر روز در پیرامون انسان  معاصر رخ میدهد. این رخ دادها اموری  نظیر روابط  بین الملل، رقابت های  منطقه ای، همکاری های منطقه ای، رقابت های ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک، روندهای جاری، و… می گردد که باعث می گردد  دامنه پوشش تحلیلی  ژئوپلیتیک به‌قدری گسترش  یابد که بتواند برای بسیاری از امور یک تحلیل قابل‌توجه ارائه دهد.

دو دسته تحلیل ژئوپلیتیک

تحلیل های ژئوپلیتیک در اینجا شامل دودسته از مباحث می گردند که درنهایت یا برای پرسش ها و مسائل جاری یک پاسخ قابل‌قبول ارائه میدهند، و یا با بررسی این موضوعات و پرسش های جاری به طراحی پرسشهای جدید و جامعی میپردازند که ادراک آن ها می تواند در فرایندهای تصمیم سازی بخش های دولتی و خصوصی تأثیرگذار باشد.

ghazalee alsadat abtehi

غزاله السادات ابطحی

انقلاب شیر و خورشید ایران

  ‏این که از شعارهای دانشگاه متعجب شدند به علت پرت بودن از واقعیت‌های جامعه‌ست؛ وگرنه چندان جای تعجب نداشت که در دانشگاه همان شعارهایی سر دا...